پیام مدیر ویلاگ به خوانندگان محترم (پست ثابت)

پست ثابت

قابل توجه خوانندگان محترم

این وبلاگ فقط به بیان اعقاید مذهب تشیع و اهل سنت می پردازد و قصد توهین به شخص یا

شخصیت های مختلف را ندارد  بلکه دراینجا منقولاتی است از صحیح ترین کتب اهل سنت درباره

بزرگان اسلام که متاسفانه امروزه با وجود رسانه های جمعی نظیر شبکه های ماهواره ای و...

این فرقه به نشر اکاذیبی می پردازند که خطر نابودی اسلام و بی آبروی پیامبر اسلام و اهل بیت

او می انجامد.

باشد که هدایت شوند و بیش از این جهل خود را به جهانیان ثابت نکنند وآبروی اسلام و مسلمین را نریزند

یا اهل العالم قتل علی المرتضی



وظیفه اصلی شیعه در این روزها

اگر شهادت مولا را چون عاشورا می کردیم کسی انکار حق علی نمی کرد

در روز شهادتت با چشمی اشک بار و پای برهنه و صورتی خاک آلود چون چادر

همسرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به کوچه و برزن ها رفته و همنوا با جبرئیل امین

ندا سر میدهیم:

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء


دعوت گران به جهنم و بی ادبی عایشه

هفدهم رمضان المبارک روز واصل شدن... به عایشه گرامی باد

اهل حق به کدام قول اهل سنت درباره مادرشان عایشه اعتماد کنند؟

دعوت گران به جهنم و بی ادبی عایشه

باز هم خطاب به مجریان وسازندگان برنامه دعوت گران به جهنم در شبکه اهل سنت 

وصال فارسی و عموم  اهل سنت چندی از مطاعن مادرشان عایشه را از زبان کتب

اهل سنت نقل می کنیم

باشد که جهل خود را در ماهواره های جهان به نظاره نگذارند

ادامه مطلب را بخوانید...

ادامه نوشته

شیر مرد نبردها و پیشوای حسن و وقار

امام حسن اومد چشم علی روشن باشه

فاطمه گل اورده است تا خونشون گلشن باشه

کریم آل فاطمه جون حسین کرم بکن

تاهممون آباد بشیم کوری چشم عایشه 

نمک خانه زهراست حسن

باعث خلقت دنیاست حسن

پسر ارشد سردار حنین

بازوانش چه تواناست حسن

فاطمه گر چه حسینی باشد

ضربان دل زهراست حسن

میلاد سراسر نور وبرکت کریم آل الله

امام حسن مجتبی علیه السلام

بر محبان او مبارک باد

شهادت نصرت دهنده آل الله مختار تقفی تسلیت باد

سلام بر شاد کننده قلوب آل الله مختار ثقفی

http://mohabanali.blogfa.com/post-328.aspx

پست فوق گزیده ای از تحقیقات چند از شخصیت این بزرگ مرد تاریخ است

دعوت گران به جهنم درمنابع اهل سنت

این گزیده ای از روایاتی است در کتب اهل سنت

که در آن به عایشه را فحشاگر می خوانند

بازهم خطاب به اهل سنت و سازندگان برنامه دعوت گران به جهنم در شبکه وصال فارسی

از آنجا که مجریان جاهل برنامه تمسخر آور دعوت گران به جهنم در شبکه ماهواره ای وصال فارسی

آگاه به سخن علمای خود به عایشه نیستند ویا خودرا به جهل خوانده اند ودرجهل به سر می برند

چندی از مطاعن مادرشان عایشه را از زبان بزرگان مذهبشان متذکر می شویم

باشد که هدایت شوند


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

حَدَّثَنَا هَنَّادُ بْنُ السَّرِيِّ، حَدَّثَنَا أَبُو الأَحْوَصِ، عَنْ أَشْعَثَ بْنِ أَبِي الشَّعْثَاءِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مَسْرُوق، قَالَ قَالَتْ عَائِشَةُ دَخَلَ عَلَىَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَعِنْدِي رَجُلٌ قَاعِدٌ فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَرَأَيْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ قَالَتْ: فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ. قَالَتْ فَقَالَ «انْظُرْنَ إِخْوَتَكُنَّ مِنَ الرَّضَاعَةِ فَإِنَّمَا الرَّضَاعَةُ مِنَ الْمَجَاعَةِ».

از مسروق نقل شده است كه عائشه گفت: رسول خدا (ص) بر من وارد شد؛ در حالى مردى پيش من نشسته بود، اين مطلب بر آن حضرت گران‌آمد؛ تا جائى كه آثار خشم را در صورتش ديدم. عائشه گفت كه به آن حضرت گفتم: اى رسول خدا! او برادر رضاعى من است، پس آن حضرت فرمود: برادران رضاعى خود را ببيند؛ شير دادن فقط براى نجات از گرسنگى است.

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج2 ص1078، ح1455، كِتَاب الرِّضَاعِ، بَاب إنما الرَّضَاعَةُ من الْمَجَاعَةِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.


از آنجا که طبق نص صريح روايت مسلم، رسول خدا صلى الله عليه وآله حتى از ورود برادر رضاعى عائشه به خانه عائشه ناراحت مى‌شد و به خاطر آن بر عائشه خشمگين میشد

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

از اين روايت فوق استفاده مى‌شود كه ورود مردان و حتى برادر رضاعى عائشه به خانه او جايز نبوده و عائشه حق نداشته است كه مردان را به خانه خود راه دهد؛ حال سؤال اين جا است كه اين مردان نامحرم در خانه عائشه كه در آن زمان بيوه و جوان بوده است، چه مى‌كرده‌اند؟

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

چرا شب در خانه عائشه مانده‌اند تا در آن جا محتلم شوند؟

ما به چند نمونه از مردانى كه به خانه عائشه وارد، شب در آن جا مانده و محتلم شده‌اند، اشاره مى‌كنيم:

عبد اللَّهِ بن شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ

مسلم نيشابورى در صحيح خود مى‌نويسد كه عبد الله بن شهاب خولانى از كسانى است كه در خانه عائشه محتلم شده است:

وحدثنا أَحْمَدُ بن جَوَّاسٍ الْحَنَفِيُّ أبو عَاصِمٍ حدثنا أبو الْأَحْوَصِ عن شَبِيبِ بن غَرْقَدَةَ عن عبد اللَّهِ بن شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ قال كنت نَازِلًا على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمْتُ في ثَوْبَيَّ فَغَمَسْتُهُمَا في الْمَاءِ...

از عبد الله بن شهاب خولانى نقل شده است كه من بر خانه عائشه وارد شدم؛ پس در لباس خود محتلم شدم و سپس لباسم در آب فروبردم...

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص239 ح 290، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ الْمَنِيِّ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.

هَمَّامِ بن الحرث

ابوداود سجستانى در سنن خود كه يكى از صحاح سته اهل سنت به شمار مى‌رود، مى‌نويسد كه همام بن الحرث نيز از كسانى است كه در خانه عائشه محتلم شده است:

حدثنا حَفْصُ بن عُمَرَ عن شُعْبَةَ عن الْحَكَمِ عن إبراهيم عن هَمَّامِ بن الحرث أَنَّهُ كان عِنْدَ عَائِشَةَ رضي الله عنها فَاحْتَلَمَ فَأَبْصَرَتْهُ جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ وهو يَغْسِلُ أَثَرَ الْجَنَابَةِ من ثَوْبِهِ....

از همام بن حرث نقل شده است كه او در نزد عائشه بود كه محتلم شد؛ پس كنيزى او ديد كه اثر جنابت را از لباسش مى‌شويد....

السجستاني الأزدي، ابوداود سليمان بن الأشعث (متوفاي 275هـ)، سنن أبي داود، ج1، ص101، ح371، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب الْمَنِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر.

مردي از قبيله نخع

احمد بن حنبل مى‌نويسد كه مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و در خانه او محتلم شد:

ان رَجُلاً مِنَ النخغ كان نَازِلاً على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمَ فَأَبْصَرَتْهُ جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ وهو يَغْسِلُ أَثَرَ الْجَنَابَةِ من ثَوْبِهِ أو يَغْسِلُ ثَوْبَهُ....

مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و سپس محتلم شد؛ پس كنيز عائشه او در حال شستن اثر جنابت ديد...

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6، ص125، ح24983، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

مردي گمنام

مسلم نيشابورى در روايت ديگر مى‌نويسد كه مردى در خانه عائشه محتلم شد؛ اما از بردن نام او خوددارى كرده است:

وحدثنا يحيى بن يحيى أخبرنا خَالِدُ بن عبد اللَّهِ عن خَالِدٍ عن أبي مَعْشَرٍ عن إبراهيم عن عَلْقَمَةَ وَالْأَسْوَدِ أَنَّ رَجُلًا نَزَلَ بِعَائِشَةَ فَأَصْبَحَ يَغْسِلُ ثَوْبَهُ فقالت عَائِشَةُ: إنما كان يُجْزِئُكَ إن رَأَيْتَهُ أَنْ تَغْسِلَ مَكَانَهُ...

ابومشعور از علقمه و أسود نقل كرده است كه مردى بر عائشه وارد (و جنب شد) صبح در حال شستن لباسش بود كه عائشه به او گفت: همين كه جاى منى را بشويى كفايت مى‌كند....

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص238 ح288، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ الْمَنِيِّ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.

مهمان عائشه كه ملحفه زرد بر روي خود انداخته بود

ترمذى در مسند خود مى‌نويسد كه مهمانى در خانه عائشه وارد شد، عائشه ملحفه زردى بر روى او انداخت و او در خواب محتلم شد:

حدثنا هَنَّادٌ حدثنا أبو مُعَاوِيَةَ عن الْأَعْمَشِ عن إبراهيم عن هَمَّامِ بن الحرث قال ضَافَ عَائِشَةَ ضَيْفٌ فَأَمَرَتْ له بِمِلْحَفَةٍ صَفْرَاءَ فَنَامَ فيها فَاحْتَلَمَ فَاسْتَحْيَا أَنْ يُرْسِلَ بها وَبِهَا أَثَرُ الِاحْتِلَامِ فَغَمَسَهَا في الْمَاءِ ثُمَّ أَرْسَلَ بها فقالت عَائِشَةُ لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا إنما كان يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ وَرُبَّمَا فَرَكْتُهُ من ثَوْبِ رسول اللَّهِ e بِأَصَابِعِي قال أبو عِيسَى هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.

همام بن حرث گفت: شخصى مهمان عائشه شد، عائشه دستور داد كه ملحفه زردى بر روى او بيندازند، پس مهمان خوابيد و محتلم شد؛ مرد خجالت كشيد كه ملحفه را بفرستد؛ در حالى كه اثر جنابت در آن ديده مى‌شود؛ پس آن را در آب فرو كرد؛ سپس آن را فرستاد. پس عائشه گفت: لباس ما را از بين بردى، كافى بود كه اثر جنابت را با ناخن‌هاى مى‌خراشيدى؛ گاهى من آن را از لباس رسول خدا (ص) با انگشتانم مى‌تراشيدم. ابوعسى (ترمذي) گويد: اين روايت «حسن» و «صحيح» است.

الترمذي السلمي، ابوعيسي محمد بن عيسي (متوفاي 279هـ)، سنن الترمذي، ج1، ص199، ح116، كِتَاب أبواب الطَّهَارَةِ، بَاب ما جاء في الْمَنِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.


سوالات ما از اهل سنت


آيا واقعا عائشه بعد از رسول خدا مردان را به خانه خود راه مى‌داده و‌ آن‌ها شب در خانه او كه در آن زمان بيوده بوده مى‌مانده‌اند و محتلم مى‌شده‌اند؟

اگر اين مطلب واقعيت داشته باشد، بايد به مظلوميت پيامبر (ص)‌ گريه كرد كه چگونه همسر او با سفارشات پيامبر خدا مخالفت و مردان نامحرم را به خانه خود راه مى‌داده است.

اما اگر واقعيت نداشته، چرا اهل سنت چنين تهمت‌هاى زشت را به همسر رسول خدا زده و اين مطالب را در صحيح‌ترين كتاب‌هاى خود نقل كرده‌اند؟


اولین وآخرین ام المومنین مومنان


دهم رمضان المبارک سالروز رحلت بزرگ بانویی که در کلام نبوی تنها کسی است که مال و جانش در راه نشر اسلام خرج شده مادر
ام الائمه و مادرمومنین حقیقی حضرت خدیجه سلام الله علیها تسلیت باد

علمای شیعه دعوت گران به جهنم یا علمای اهل سنت؟؟؟

این اهل سنت است که در حال توهین به خود واسلام است 

ما فقط به بیان نکاتی چند از کتب اهل سنت پرداخته ایم

توجه قبل از شروع بیان این نکته الزامی است:

قبل از بیان مطلب باید عرضه بدارم که این وب سایت در پی توهین های مکرر شبکه ماهواره ای وصال فارسی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و شیعیان فقط به بیان کاستی های عقیدتی این افراد از منابع معتبر اهل سنت می پردازد و به امور دیگر  کار ندارد

دعوت گران به جهنم در شبکه وصال فارسی

چندی است که شاهد دیدن برنامه ی موهن ای به نام دعوت گران به جهنم هستیم مجری این برنامه که ادعا داشته قبلا شیعه بوده و دربین شیعیان زندگی کرده است و همچنین در بخشی از سخنانش می گوید من نود درصد شیعه هستم(ده درصد دیگرش را خدا عالم است) با نشان دادن چند نفر از شخصیت های دینی شیعه نظیر استاد دکتر حسینی قزوینی و استاد حسن الهیاری و استاد دانشمند و... در میان آتش آنان را دعوت گران جهنم میداند

امانکته مهم  در اینجا است که به گفته امام احمد بن حنبل و امام شافعی و ابن ماجه و ابن سعد و بیهقی جناب عایشه رضاع کبیره ( که در فقه اهل سنت است) را با شرایط ذیل جایز دانسته

و همچنین این شخصیت های نامبرده که از علما و مشاهیر اهل سنت به شمار می آیند عایشه را زشت چهره معرفی می کنند و خانه او را خانه فساد می دانند و می گویند پیامبر اسلام دعا فرمودند که کاش مرگ عایشه را در زمان حیاتشان درک می کردند 

حال سوالاتی مطرح می شود که

آیا علمای  نامبرده دعوت گران به جهنم نیستند

 اهل سنت که معتقدند عایشه ام المومنین است این علمای سنی مذهب توهین به عایشه نکرده اند

به نکات ذیل توجه بفرمایید:

نکته اول:عايشه شخصیتی كه به نقل تاريخ نويسان از شدت دشمني و كينه اي كه به آل الله عليهم السلام داشت خود را از حسن و حسين (عليهما السلام) مي پوشاند و مثل نامحرمان رفتار مي كرد. (طبقات ابن سعد ج 8 ص 73)

در حالي كه به نقل عامه براي اينكه به آنهای را دوست مي داشت و مي خواست به خانه او رفت و آمد كنند دستور مي داد شير خواهران و دختران خواهرش را پنج مرتبه بخورند تا با او محرم شوند به واسطه رضاع در حاليكه رضاع از براي طفل شيرخوار است(مسند احمد ج6 ص 27 موطأ مالك كتاب رضاع باب ما جاء في الرضاعة بعد الكبر صحيح ابن ماجه ، ابواب نكاح باب ارضاع بعد فصال، بيهقي در سنن ج 7 باب رضاع الكبير، شافعي در مسند كتاب رضاع ص 177 – به نقل از السبعه من السلف ص 167)

نکته دوم:عايشه اي كه خلاف دروغهاي سقيفه سازان و امويان چهره اي نداشته و اصل او از حبشه و سودان و سياه پوست بوده .(عيون الاثر ص 449 لسان الميزان ج 4 ص 124 و 125 ميزان الاعتدال ج 2 ص 242 تاريخ كبير ج 4 ص 104).

قابل توجه است كه حميراء تصغير حمراء است كه به معناي سرخ كوچك- سرخك و يا سرخكي است و نه اين نه تنها حُسن و زيبايي نيست چون سياه پوست بوده بلكه سرخي صورت عايشه به شكل قرمزي و سرخي قسمتي از بدن ميمون و بوزينه بوده است !!

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

نکته سوم:عايشه به نقل از عامه كه عايشه خودش نقل مي كند پيامبر اكرم اواخر عمر با بركتشان به من فرمود دوست داشتم تا من بودم مردنت را مي ديدم. (طبقات ابن سعد ج 2 قسمت 2 ص 10 مسند احمد ج 6 ص 144 السبعه ص 181).

سوال اصلی ما این است

با تفاصیل مطرح شده در فوق آیا این علمای شیعه هستند که به به زعم شما به عایشه توهین کردند

یا این علمای اهل سنت هستند که با توهین به عایشه در زمره دعوت گران به جهنم قرار گرفته اند؟؟؟

امامین بخاری واحمدبن حنبل= پیامبر فرمود: خانه عایشه راس کفر و فتنه

امام بخاری در صحیح خود در خمس باب ((ما جا فی بیوت ازواج النبی ـصل الله علیه وآله -))گفته است : رسول خدا ـ صل الله علیه وآله ـ برپا ایستاده وخطبه می خواند در حین خواندن خطبه به طرف خانه عائشه اشاره نمود و سه مرتبه فرمود: (ها هنا الفتنه)  از این خانه فتنه بر پا می شود آنجایی که شاخ شیطان  از آن ظاهر و آشکار می شود

امام احمد بن حنبل در مسندش جلد دوم صفحه سیزده نقل می کند "... ابن عمر گفت: رسول خدا از خانه عایشه خارج شد در حالی که می گفت: ((راس کفر من هاهنا من حیث یطلع قرن الشیطان )) راس وآغاز وسر منشا کفر از این خانه است از آن جایی که شاخ شیطان ظاهر می گردد

سوال از اهل سنت

جناب آقای دکتر ملا زاده  واهل سنت  این جای بسی تعجب است که امام بخاری و امام احمد بن حنبل  در کتب خودشان این گونه نقل می کنند

آیا این دوعالم برجسته اهل سنت دروغگو و بی ادب به مادر خودشون عایشه هستند ؟؟؟

 آیا پیامبر  به ام المومنین هایی که خدا درقرآن مدح آنان را گفته توهین می کند یا این گفته پیامبر صحت دارد ( العیاذ بالله پیامبر دروغ نمی گوید) یا عایشه ام المومنین نیست؟

امام بخاری،طبری، یعقوبی وتوهین به ابابکر!!!!

خلیفه اول سنیان كه به نقل از خود اهل سنت شأن نزول آيه 2 سوره حجرات

(يا ايها الذين امنو لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي ...)

براي او و عمر بن خطاب  بوده (صحيح بخاري ح 6758)

ابوبکر كه به نقل از اهل تسنن در محضر رسول خدا صل الله عليه و آله و سلم در كلامي بسيار زشت و ناسزايي ركيك به عروه بن مسعود مي گويد: «امصص ببطر الات».

از ترجمه اين عبارت قبيح معذوريم! (صحيح بخاري ح 2529)

قسطاني در شرح خود به صحيح بخاري مي گويد: اين عبارت از بدترين و قبيح ترين فحش هاي عرب است (ارشاد الساري بشرح صحيح بخاري ج4ص446)

عمر خلیفه دوم اهل سنت درباره ابوبکر مي گويد: بيعت با ابوبكر امري بدون تدبير، مشورت و دقت بود كه خدا مسلمانان را از شر آن محفوظ داشت پس هر كس چنين كاري را تكرار كند او را بكشيد. تاريخ طبري سنه 11، صحيح بخاري باب رجم حبلي ح6681

ابوبکر كه ميگويد دست از من برداريد كه من بهترين شما نيستم در حالي كه علي در ميان شماست. (تاريخ طبري ج3ص210،  صراط المستقيم ج 2ص294و ...)

ابوبکركه به نقل از تمامي تاريخ نويسان او با ساختن حديث جعلي از پيامبر (ص) فدك را غصب نمود (تاريخ يعقوبي ج2 ايام ابي بكر ص197، صحيح بخاري ج5 ح704،)

ابوبکركه به عايشه مي گويد من اولين كسي بودم كه ازجنگ احد فرار كردم (كنزالعمال ح030025،السبعه من السلفص39-41)

«اين درحالي است كه خداوند در قرآن مي فرمايد: اي كسانيكه ايمان آورديدهنگاميكه باكافران روبروشديد درميدان نبرد به آن ها پشت نكنيد (فرار نكنيد)وهركس به آن ها پشت كند _مگرآنكه هدفش از كناره گيري حمله مجدد باشد_ به غضب خدا گرفتار مي شود وجايگاه او جهنم ، چه بد جايگاهي است !(سوره انفال آيه 14و15)

چند سوال از اهل سنت

در مطالب فوق به چند نکته میرسیم

آیا وعده هایی که الله متعال در قرآن داده بیهوده است؟؟؟
آیا علمای اهل سنت به خلیفه اول توهین کردند یا حقیقت را گفته اند؟؟؟
اگر ابوبکر این گونه بوده است آیا او سزوار خلافت بوده یا نه؟؟؟

شهر رمضان الذی أنزل فیه القرآن، هدی للناس وبینات من الهدی و الفرقان

کلام مبارک حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی درباره عظمت ماه رمضان و تلاوت قرآن کریم 




ادامه نوشته

اعتقاد اهل سنت کجا عمل امیر اهل سنت معاویه کجا!!!


آیا سب و لعن خلیفه مسلمین جایز است ؟؟؟


اعتقاد مفتی ها وعموم اهل سنت کجا و عمل امیراهل سنت معاویه کجا!!!!


مفتی ها وعموم اهل سنت (عمری مذهب) معتقدند  که چهار خلیفه مسلمین در صدر اسلام (یعنی جناب ابوبکر و جناب عمر و جناب عثمان و علی بن ابیطالب ) بعد از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) افضل خلقند و کسی با فضیلت تر از ایشان نیست

ولی با تمام این توصیفات در تاریخ موارد بسیاری وجود  دارد که امیر اهل سنت  معاویه دستور می داد که حضرت علی (علیه السلام ) را لعن کنند و ایشان را دشنام دهند[1] و حتی به والیان خود دستور می داد که برمنابر ایشان را لعن کنند و از یاران ایشان بدگویی کنند[2]


منابع مطالب فوق

[1] . صحیح مسلم ( چاپ : دار احیاء التراث  - بیروت ) کتاب فضائل الصحابه – باب فضائل علی بن ابیطالب رضی الله عنه ج 4 ص 1871حدیث 2403

4420 ،حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِي اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِيلَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي سُفْيَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ :

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِي بَعْضِ مَغَازِيهِ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ يَوْمَ خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِي عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إِلَيْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ :

{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ }

دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي .

عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روايت كرده است كه در يكى از روزها ، معاوية بن ابى سفيان به سعد دستور داد [تا به حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام ناسزا بگويد! «سعد» از دستور او سرپيچى كرد ] .

معاويه ، از وى پرسيد : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمي دهي ؟ سعد گفت : بخاطر آن كه سه فضيلت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در شأن على عليه السّلام شنيده ام كه با توجه به آن ها، هيچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏كنم و هر گاه يكى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود كه در اختيار من باشد .

الف)  در كارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت على عليه السّلام را به جانشينى خود ، در مدينه باقى گذاشت و حضرت على عليه السّلام به عرض رسانيد : يا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و كودكان گماشته اي ؟! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ او ، فرمود : آيا خرسند نيستى از اين كه جايگاه تو نسبت به من ، همانند جايگاه هارون ، به حضرت موسى عليه السّلام باشد ؛ با اين تفاوت كه پس از من پيغمبرى مبعوث نمى‏شود .

ب)  در جنگ خيبر ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم ، مى‏فرمود : پرچم اسلام را به دست كسى مي‌دهم كه خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند ! از شنيدن اين سخن همه ما در انتظار اين كه اين فضيلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمي شناختيم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را به حضور طلبيد . على عليه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شرف ياب شد كه به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آب دهان مبارك را بر چشم حضرت على عليه السّلام ماليد ، ديدگانش شفا يافت و پرچم اسلام را كه يادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از بركت وجود حضرت على عليه السّلام ، فتح و پيروزى نصيب اسلام شد .

ج) هنگامى كه آيه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ ؛ آل عمران / 61 ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت على عليه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام را به حضور طلبيد و فرمود : بار پروردگارا ! اينان اهل بيت من هستند

سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 301- دارالفکر :

وقاص عن أبيه قال : " أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال ما منعك أن تسب أبا تراب

البداية والنهاية - ابن كثير - ج 7 - ص 376- داراحیاء التراث العربی :

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال ما يمنعك أن تسب أبا تراب ؟ فقال أما ما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله

[2] . نامه معاویه به والیانش ( علی را سب کنید)

طبری مورخ بزرگ اهل سنت چنین نوشته است:

تاريخ طبري‌ (موسسه العلمی للمطبوعات)  باب سنه احدی و خمسین ‌ ج4 ، ص188

أن معاوية بن أبى سفيان لما ولى المغيرة بن شعبة الكوفة في جمادى سنة 41 دعاه فحمد الله وأثنى عليه ثم قال

أما بعد  ... اركها اعتمادا على بصرك بما يرضينى ويسعد سلطاني ويصلح به رعيتي ولست تاركا إيصاءك بخصلة لا تتحم عن شتم على وذمه والترحم على عثمان والاستغفار له والعيب على أصحاب على والاقصاء لهم وترك الاستماع منهم ...

معاويه  ، وقتي كه در سال 41 هـ مغيرة بن شعبه را والي كوفه قرار داد به وي دستور داد و گفت : يك مطلب را فراموش مكن و بر آن پافشاري كن و آن فحش و ناسزاگويي به علي (عليه السلام) است و در مقابل از عثمان به عظمت ياد كن و هميشه براي وي طلب آمرزش نما و از ياران علي (عليه السلام) بدگويي كن و آنان را تبعيد نما و به سخنانشان گوش نكن .



چند سوال از دکتر ملا زاده و مفتی های اهل سنت و سایر سنی مذهبان



حال سوال ما از مفتی ها به خصو ص جناب ملازاده و عموم اهل سنت جهان این است

که به نظر شما چرا امیراهل سنت معاویه چنین دستوری را می  داده است و از انجام این کار چه هدفی داشته و از لعن و دشنام امیر المومنین (علیه السلام ) چه سودی به او می رسیده است ؟

جناب مفتی دکتر !!!!!! وعموم اهل سنت چرا با اینکه معاویه چنین کار قبیحی را انجام داده است و در تاریخ هم ذکر نشده است که از تصمیم خود پشیمان شده و توبه کرده باشد،   او را فردی عادل می شمارند و می گویند او خلیفه مسلمین بوده است و باید به او احترام گذاشت ؟

دکتر ملا زاده و سایر اهل سنت چرا شما با وجود چنین افرادی باز هم قائل هستید که تمام صحابه عادلند و از خطا و گناه پاکند ؟

آیا این جریانات یقینی تاریخی، موجب تخصیص ادله ای که بر عدالت صحابه می آورید نمی شود؟


الله تعالی دروغ می گوید یا عایشه (نقدی بر روایت تحریف قرآن در نزد اهل سنت)

جناب ملازاده و اهل سنت جواب بدهید؟

الله تعالی دروغ می گوید یا عایشه

(نقدی بر روایت تحریف قرآن در نزد اهل سنت)

در کتاب سنن ابن ماجه و همچنین کتاب مسند احمد حنبل روایتی وارد شده از قول عائشه که برخی از آیات قرآن نازل شد و بر روی کاغذی نوشته شده بود و زیر تخت من بود که بزی آمد و آن کاغذ را خورد و دیگر این آیات از قرآن حذف شد

منبع: سنن ابن ماجه( چاپ دار الکتب العلمیه – بیروت)  کتاب النکاح- باب رضاع الکبیر- ج 1  ص 626 حدیث 1944

 نرم افزار المکتبه الشامله- سنن ابن ماجه- کتاب النکاح- باب رضاع الکبیر- جزء6- ص156.

« 2020 - حَدَّثَنَا أَبُو سَلَمَةَ يَحْيَى بْنُ خَلَفٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الأَعْلَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِى بَكْرٍ عَنْ عَمْرَةَ عَنْ عَائِشَةَ. وَعَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ لَقَدْ نَزَلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ وَرَضَاعَةُ الْكَبِيرِ عَشْرًا وَلَقَدْ كَانَ فِى صَحِيفَةٍ تَحْتَ سَرِيرِى فَلَمَّا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ دَخَلَ دَاجِنٌ فَأَكَلَهَا ».

مسند احمد (دار احیاء التراث  –بیروت -  1414)  - باب مسند السیده عائشه رضی الله عنه - ج 7 ص 383 حدیث 25784

نرم افزار المکتبه الشامله- مسند احمد- حدیث السیده عائشه- جزء57- ص179.

«27070- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ حَدَّثَنِى أَبِى حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِى عَنِ ابْنِ إِسْحَاقَ قَالَ حَدَّثَنِى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِى بَكْرِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ عَمْرَةَ بِنْتِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَائِشَةَ زَوْجِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- قَالَتْ لَقَدْ أُنْزِلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ وَرَضَعَاتُ الْكَبِيرِ عَشْراً فَكَانَتْ فِى وَرَقَةٍ تَحْتَ سَرِيرٍ فِى بَيْتِى فَلَمَّا اشْتَكَى رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- تَشَاغَلْنَا بِأَمْرِهِ وَدَخَلَتْ دُوَيْبَةٌ لَنَا فَأَكَلَتْهَا ».


نقدی بر روایت عایشه


حال از جناب ملازاده و دیگر دوستان اهل سنت یک سوال دارم مگر الله تعالی در قرآن نفرمودند:

ما قرآن را نازل کردیم و ما از آن محافظت می کنیم

آیا الله تعالی دروغگو است و به دروغ این آیه را مطرح کرده است؟؟؟

جناب مفتی ملازاده!!!

یا باید معتقد باشید خداوند دروغگو است که از شما که ادعا بر اسلام دارید بعید است

یا باید معتقد باشید عایشه انسانی دروغگو و خطاکار بوده است

یا باید معتقد باشید  اهل سنت به گفته عایشه اعتماد کرده و قائل به تحریف قرآن هستند

من از جنابتان و دیگر اهل سنت جواب می خواهم!!!