
این گزیده ای از روایاتی است در کتب اهل سنت
که در آن به عایشه را فحشاگر می خوانند
بازهم خطاب به اهل سنت و سازندگان برنامه دعوت گران به جهنم در شبکه وصال فارسی
از آنجا که مجریان جاهل برنامه تمسخر آور دعوت گران به جهنم در شبکه ماهواره ای وصال فارسی
آگاه به سخن علمای خود به عایشه نیستند ویا خودرا به جهل خوانده اند ودرجهل به سر می برند
چندی از مطاعن مادرشان عایشه را از زبان بزرگان مذهبشان متذکر می شویم
باشد که هدایت شوند
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
حَدَّثَنَا هَنَّادُ بْنُ السَّرِيِّ، حَدَّثَنَا أَبُو الأَحْوَصِ، عَنْ
أَشْعَثَ بْنِ أَبِي الشَّعْثَاءِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مَسْرُوق، قَالَ قَالَتْ
عَائِشَةُ دَخَلَ عَلَىَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَعِنْدِي رَجُلٌ
قَاعِدٌ فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَرَأَيْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ قَالَتْ:
فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ. قَالَتْ فَقَالَ
«انْظُرْنَ إِخْوَتَكُنَّ مِنَ الرَّضَاعَةِ فَإِنَّمَا الرَّضَاعَةُ مِنَ الْمَجَاعَةِ».
از مسروق نقل شده است كه عائشه گفت: رسول خدا (ص) بر من وارد شد؛ در حالى مردى
پيش من نشسته بود، اين مطلب بر آن حضرت گرانآمد؛ تا جائى كه آثار خشم را در صورتش
ديدم. عائشه گفت كه به آن حضرت گفتم: اى رسول خدا! او برادر رضاعى من است، پس آن
حضرت فرمود: برادران رضاعى خود را ببيند؛ شير دادن فقط براى نجات از گرسنگى است.
النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج
(متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج2 ص1078، ح1455، كِتَاب الرِّضَاعِ، بَاب إنما
الرَّضَاعَةُ من الْمَجَاعَةِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء
التراث العربي ـ بيروت.
از آنجا که طبق
نص صريح روايت مسلم، رسول خدا صلى الله عليه وآله حتى از ورود برادر رضاعى عائشه
به خانه عائشه ناراحت مىشد و به خاطر آن بر عائشه خشمگين میشد
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
از
اين روايت فوق استفاده مىشود كه ورود مردان و حتى برادر رضاعى عائشه به خانه او جايز
نبوده و عائشه حق نداشته است كه مردان را به خانه خود راه دهد؛ حال سؤال اين جا
است كه اين مردان نامحرم در خانه عائشه كه در آن زمان بيوه و جوان بوده است، چه مىكردهاند؟
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
چرا
شب در خانه عائشه ماندهاند تا در آن جا محتلم شوند؟
ما
به چند نمونه از مردانى كه به خانه عائشه وارد، شب در آن جا مانده و محتلم شدهاند،
اشاره مىكنيم:
مسلم
نيشابورى در صحيح خود مىنويسد كه عبد الله بن شهاب خولانى از كسانى است كه در
خانه عائشه محتلم شده است:
وحدثنا أَحْمَدُ بن جَوَّاسٍ الْحَنَفِيُّ أبو عَاصِمٍ حدثنا أبو الْأَحْوَصِ
عن شَبِيبِ بن غَرْقَدَةَ عن عبد اللَّهِ بن شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ قال كنت
نَازِلًا على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمْتُ في ثَوْبَيَّ فَغَمَسْتُهُمَا في
الْمَاءِ...
از عبد الله بن شهاب خولانى نقل شده است كه من بر خانه عائشه وارد شدم؛ پس در
لباس خود محتلم شدم و سپس لباسم در آب فروبردم...
النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج
(متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص239 ح 290، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ
الْمَنِيِّ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.
ابوداود
سجستانى در سنن خود كه يكى از صحاح سته اهل سنت به شمار مىرود، مىنويسد كه همام
بن الحرث نيز از كسانى است كه در خانه عائشه محتلم شده است:
حدثنا حَفْصُ بن عُمَرَ عن شُعْبَةَ عن الْحَكَمِ عن إبراهيم عن هَمَّامِ بن
الحرث أَنَّهُ كان عِنْدَ عَائِشَةَ رضي الله عنها فَاحْتَلَمَ فَأَبْصَرَتْهُ
جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ وهو يَغْسِلُ أَثَرَ الْجَنَابَةِ من ثَوْبِهِ....
از همام بن حرث نقل شده است كه او در نزد عائشه بود كه محتلم شد؛ پس كنيزى او
ديد كه اثر جنابت را از لباسش مىشويد....
السجستاني الأزدي، ابوداود سليمان بن الأشعث (متوفاي
275هـ)، سنن أبي داود، ج1، ص101، ح371، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب الْمَنِيِّ
يُصِيبُ الثَّوْبَ، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر.
احمد
بن حنبل مىنويسد كه مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و در خانه او محتلم شد:
ان رَجُلاً مِنَ النخغ كان نَازِلاً على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمَ فَأَبْصَرَتْهُ
جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ وهو يَغْسِلُ أَثَرَ الْجَنَابَةِ من ثَوْبِهِ أو يَغْسِلُ
ثَوْبَهُ....
مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و سپس محتلم شد؛ پس كنيز عائشه او در حال
شستن اثر جنابت ديد...
الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند
أحمد بن حنبل، ج6، ص125، ح24983، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.
مسلم
نيشابورى در روايت ديگر مىنويسد كه مردى در خانه عائشه محتلم شد؛ اما از بردن نام
او خوددارى كرده است:
وحدثنا يحيى بن يحيى أخبرنا خَالِدُ بن عبد اللَّهِ عن خَالِدٍ عن أبي
مَعْشَرٍ عن إبراهيم عن عَلْقَمَةَ وَالْأَسْوَدِ أَنَّ رَجُلًا نَزَلَ
بِعَائِشَةَ فَأَصْبَحَ يَغْسِلُ ثَوْبَهُ فقالت عَائِشَةُ: إنما كان يُجْزِئُكَ
إن رَأَيْتَهُ أَنْ تَغْسِلَ مَكَانَهُ...
ابومشعور از علقمه و أسود نقل كرده است كه مردى بر عائشه وارد (و جنب شد) صبح
در حال شستن لباسش بود كه عائشه به او گفت: همين كه جاى منى را بشويى كفايت مىكند....
النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج
(متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص238 ح288، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ
الْمَنِيِّ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.
ترمذى
در مسند خود مىنويسد كه مهمانى در خانه عائشه وارد شد، عائشه ملحفه زردى بر روى
او انداخت و او در خواب محتلم شد:
حدثنا هَنَّادٌ حدثنا أبو مُعَاوِيَةَ عن الْأَعْمَشِ عن إبراهيم عن هَمَّامِ
بن الحرث قال ضَافَ عَائِشَةَ ضَيْفٌ فَأَمَرَتْ له بِمِلْحَفَةٍ صَفْرَاءَ
فَنَامَ فيها فَاحْتَلَمَ فَاسْتَحْيَا أَنْ يُرْسِلَ بها وَبِهَا أَثَرُ
الِاحْتِلَامِ فَغَمَسَهَا في الْمَاءِ ثُمَّ أَرْسَلَ بها فقالت عَائِشَةُ لِمَ
أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا إنما كان يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ
وَرُبَّمَا فَرَكْتُهُ من ثَوْبِ رسول اللَّهِ e بِأَصَابِعِي قال أبو عِيسَى هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.
همام بن حرث گفت: شخصى مهمان عائشه شد، عائشه دستور داد كه ملحفه زردى بر روى
او بيندازند، پس مهمان خوابيد و محتلم شد؛ مرد خجالت كشيد كه ملحفه را بفرستد؛ در
حالى كه اثر جنابت در آن ديده مىشود؛ پس آن را در آب فرو كرد؛ سپس آن را فرستاد.
پس عائشه گفت: لباس ما را از بين بردى، كافى بود كه اثر جنابت را با ناخنهاى مىخراشيدى؛
گاهى من آن را از لباس رسول خدا (ص) با انگشتانم مىتراشيدم. ابوعسى (ترمذي) گويد:
اين روايت «حسن» و «صحيح» است.
الترمذي السلمي، ابوعيسي محمد بن عيسي (متوفاي 279هـ)، سنن
الترمذي، ج1، ص199، ح116، كِتَاب أبواب الطَّهَارَةِ، بَاب ما جاء في الْمَنِيِّ
يُصِيبُ الثَّوْبَ، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ناشر: دار إحياء التراث العربي
ـ بيروت.
سوالات ما از اهل سنت
آيا
واقعا عائشه بعد از رسول خدا مردان را به خانه خود راه مىداده و آنها شب در
خانه او كه در آن زمان بيوده بوده مىماندهاند و محتلم مىشدهاند؟
اگر
اين مطلب واقعيت داشته باشد، بايد به مظلوميت پيامبر (ص) گريه كرد كه چگونه همسر
او با سفارشات پيامبر خدا مخالفت و مردان نامحرم را به خانه خود راه مىداده است.
اما
اگر واقعيت نداشته، چرا اهل سنت چنين تهمتهاى زشت را به همسر رسول خدا زده و اين
مطالب را در صحيحترين كتابهاى خود نقل كردهاند؟