اعتقاد اهل سنت کجا عمل امیر اهل سنت معاویه کجا!!!

آیا سب و لعن خلیفه مسلمین جایز است ؟؟؟
اعتقاد مفتی ها وعموم اهل سنت کجا و عمل امیراهل سنت معاویه کجا!!!!
مفتی ها وعموم اهل سنت (عمری مذهب) معتقدند که چهار خلیفه مسلمین در صدر اسلام (یعنی جناب ابوبکر و جناب عمر و جناب عثمان و علی بن ابیطالب ) بعد از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) افضل خلقند و کسی با فضیلت تر از ایشان نیست
ولی با تمام این توصیفات در تاریخ موارد بسیاری وجود دارد که امیر اهل سنت معاویه دستور می داد که حضرت علی (علیه السلام ) را لعن کنند و ایشان را دشنام دهند[1] و حتی به والیان خود دستور می داد که برمنابر ایشان را لعن کنند و از یاران ایشان بدگویی کنند[2]
[1] . صحیح مسلم ( چاپ : دار احیاء التراث - بیروت ) کتاب فضائل الصحابه – باب فضائل علی بن ابیطالب رضی الله عنه ج 4 ص 1871حدیث 2403
4420 ،حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِي اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِيلَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي سُفْيَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ :
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِي بَعْضِ مَغَازِيهِ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ يَوْمَ خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِي عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إِلَيْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ :
{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ }
دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي .
عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روايت كرده است كه در يكى از روزها ، معاوية بن ابى سفيان به سعد دستور داد [تا به حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام ناسزا بگويد! «سعد» از دستور او سرپيچى كرد ] .
معاويه ، از وى پرسيد : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمي دهي ؟ سعد گفت : بخاطر آن كه سه فضيلت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در شأن على عليه السّلام شنيده ام كه با توجه به آن ها، هيچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمىكنم و هر گاه يكى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزندهتر از شتران سرخ مو بود كه در اختيار من باشد .
الف) در كارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت على عليه السّلام را به جانشينى خود ، در مدينه باقى گذاشت و حضرت على عليه السّلام به عرض رسانيد : يا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و كودكان گماشته اي ؟! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ او ، فرمود : آيا خرسند نيستى از اين كه جايگاه تو نسبت به من ، همانند جايگاه هارون ، به حضرت موسى عليه السّلام باشد ؛ با اين تفاوت كه پس از من پيغمبرى مبعوث نمىشود .
ب) در جنگ خيبر ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم ، مىفرمود : پرچم اسلام را به دست كسى ميدهم كه خدا و رسول را دوست مىدارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مىدارند ! از شنيدن اين سخن همه ما در انتظار اين كه اين فضيلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمي شناختيم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را به حضور طلبيد . على عليه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شرف ياب شد كه به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آب دهان مبارك را بر چشم حضرت على عليه السّلام ماليد ، ديدگانش شفا يافت و پرچم اسلام را كه يادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از بركت وجود حضرت على عليه السّلام ، فتح و پيروزى نصيب اسلام شد .
ج) هنگامى كه آيه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ ؛ آل عمران / 61 ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت على عليه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام را به حضور طلبيد و فرمود : بار پروردگارا ! اينان اهل بيت من هستند
سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 301- دارالفکر :
وقاص عن أبيه قال : " أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال ما منعك أن تسب أبا تراب
البداية والنهاية - ابن كثير - ج 7 - ص 376- داراحیاء التراث العربی :
أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال ما يمنعك أن تسب أبا تراب ؟ فقال أما ما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله
[2] . نامه معاویه به والیانش ( علی را سب کنید)
طبری مورخ بزرگ اهل سنت چنین نوشته است:
تاريخ طبري (موسسه العلمی للمطبوعات) باب سنه احدی و خمسین ج4 ، ص188
أن معاوية بن أبى سفيان لما ولى المغيرة بن شعبة الكوفة في جمادى سنة 41 دعاه فحمد الله وأثنى عليه ثم قال
أما بعد ... اركها اعتمادا على بصرك بما يرضينى ويسعد سلطاني ويصلح به رعيتي ولست تاركا إيصاءك بخصلة لا تتحم عن شتم على وذمه والترحم على عثمان والاستغفار له والعيب على أصحاب على والاقصاء لهم وترك الاستماع منهم ...
معاويه ، وقتي كه در سال 41 هـ مغيرة بن شعبه را والي كوفه قرار داد به وي دستور داد و گفت : يك مطلب را فراموش مكن و بر آن پافشاري كن و آن فحش و ناسزاگويي به علي (عليه السلام) است و در مقابل از عثمان به عظمت ياد كن و هميشه براي وي طلب آمرزش نما و از ياران علي (عليه السلام) بدگويي كن و آنان را تبعيد نما و به سخنانشان گوش نكن .
حال سوال ما از مفتی ها به خصو ص جناب ملازاده و عموم اهل سنت جهان این است
که به نظر شما چرا امیراهل سنت معاویه چنین دستوری را می داده است و از انجام این کار چه هدفی داشته و از لعن و دشنام امیر المومنین (علیه السلام ) چه سودی به او می رسیده است ؟
جناب مفتی دکتر !!!!!! وعموم اهل سنت چرا با اینکه معاویه چنین کار قبیحی را انجام داده است و در تاریخ هم ذکر
نشده است که از تصمیم خود پشیمان شده و توبه کرده باشد، او را
فردی عادل می شمارند و می گویند او خلیفه مسلمین بوده است و باید به او
احترام گذاشت ؟
دکتر ملا زاده و سایر اهل سنت چرا شما با وجود چنین افرادی باز هم قائل هستید که تمام صحابه عادلند و از خطا و گناه پاکند ؟
آیا این جریانات یقینی تاریخی، موجب تخصیص ادله ای که بر عدالت صحابه می آورید نمی شود؟