صلوات شعبانيه
يكي از اعمالي كه مروي از امام زين العابدين عليه السلام است درهر روز اين ماه دروقت زوال ونيمه شب آن خواندن اين صلوات به شرح ذيل مي باشد:
اَلّلهُم صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد شَجَرَهِ النُبُوهِ وَمَوضِعِ الرِسالَهِ وَ مُختَلَفِ المَلائكَهِ وَ مَعدِنِ العِلمِ وَ اَهلِ بَيتِ الوَحيِ اَلّلهُم صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد الفُلكِ الجارِيَهِ في الّلحُجَجِ الغامِرَهِ يا مَنُ مَن رَكِبَها وَ يَغرَقُ مَن تَرَكَهَا المُتَقَدِّمُ لَهُم مارِقٌ وَ المُتَاَخِرُ عَنهُم زاهِقٌ وَاللازِمُ لَهُم لاحِقٌ اَلّلهُم صَلِ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد الكَهفِ الحَصينِ وَ غِياثِ المُضطَّرِ المُستَكينِ وَ مَلجَأِ الهارِبينَ وَعِصمَهِ المُعتَصِمينَ اَلّلهُم صَلِ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّدصَلواهً كَثيرَهً تَكُونُ لَهُم رِضاً وَلِحَق ِمُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد اَداءً وَ قَضاءً بِحَولٍ مِنكَ وَ قُوَّهٍ يارَبَّ العالَمينَ اَلّلهُم صَلِ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّدالطَيّبيّن الاَبرارِ الاَخيارِ الذينَ اَوجَبتَ حُقُوقَهُم وَ فَرَضتَ طاعَتَهُم وَ ولايَتهُم اَلّلهُم صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد وَ اعمُر قَلبي بطِاعَتِكَ وَ لاتُخزِني بِمَعصِيَتِكَ وَ ارزقني مُواساهَ مَن فَتَّرتَ عَلَيهِ مِن رِزقِكَ بِما وَسَّعتَ عَلَيَّ مِن فَضلِكَ وَ نَشَرتَ عَلَيَّ مِن عَدلِكَ وَ اَحيَتَني تَحتَ ظِلِكَ وَ هذا شَهرُ نَبيُكَ سَيِّد رُسُولِك شَعبانُ الَذي حَفَفتَهُ مِنكَ باِلرَّحمَهِ وَ الرِّضوانِ اَلّذي كانَ رَسُولُ اللهِ صَلي اللّه عَلَيهِ وَ الِهِ وَ سَلَّمَ يَداَبُ في صِيامِهِ وَ قِيامِهِ في لَياليهِ وَ اَيامِهِ بُخُو عاً لَكَ في اِكرامِهِ وَ اِعظامِهِ اِلي مَحَلِّ حِمامِهِ اَلّلهُم فَاَعِّنا عَلَي الأسِتنانِ بِسُنَّتِهِ فيهِ وَ نَيلِ الشَفاعَهَ لَدَيهَ اَلّلهُم وَ اجعَلهُ لي شَفيعاً مُشَفَّعاً وَ طَريقاً اِلَيكَ مَهيَعاً وَ اَجعَلني لَهُ مُتبَّعِاً حَتّي اَلقاكَ يَومَ القِيامَهَ عَنّي راضِياً وَ عَن ذُنُوبي غاضِياً قَد اَوجَبتَ لي مِنكَ الرَحمَهَ وَ الرِضوانَ وَ اَنزَلتَني دارَ القَرارِ وَ مَحَلَّ الأَخيارِ
التماس دعا
در ادامه مباحث ودر تحکیم اعتقادات صحیح و اصیل شیعه و درپاسخ به دشمنان وشبهه افکنان یک شبهه موجود را مطرح و به مدد مولایمان علی علیه السلام به آن پاسخ میدهیم .
شبهه:((فراموش کرده ايم که اصول دين :توحيد،نبوت، معاد،قرآن، قبله ونمازوروزه وحج وجهاد است(امامت نيست) ما درهمه چيز (با اهل سنت) باهم مشترکيم ودريک مورد هم باهم اختلاف داريم (ولايت).))
اما ما در آيات وروايات می خوانيم:
1- قرآن می فرمايد « اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتی ورضيت لکم الاسلام ديناً»
امروز (غدير) کامل کرديم دين شمارا وتمام کرديم نعمت را بر شما(ولايت) و خداوند راضی شدبرای شما به دين اسلام (بدليل ولايت )
2- پيامبر رحمت صل الله عليه وآله وسلم فرمودند:انی تارکم فيکم الثقلين کتاب الله وعلی بن ابی طالب عليه السلام وعلی افضل لکم من کتاب الله لانه مترجم لکم عن کتاب الله: من دوچيز گران بها درميان شما قراردادم کتاب خدا وعلی بن ابی طالب را و علی عليه السلام برتر ازکتاب خداست زيرا او مترجم کتاب خداست (تقسير البرهان ج1ص29)
3- امام باقر عليه السلام فرمودند: اسلام بر 5پايه استوارشده است : نماز، زکات،روزه ،حج،و ولايت... وبه هيچ چيز به اندازه ولايت تاکيد نشده است. (اصول کافی ج2ص21ح8 – وسائل الشيعه ج1 ص 7)
4-حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر چيز اساسی دارد و اساس اسلام محبت ما اهل بيت است. (محاسن برقی باب الحب)
نکته قابل توجه: آرا علمای شيعه درمورد اصول اعتقادی
الف) شيخ صدوق درآغاز الهدايه 3 اصل توحيد نبوت وامامت را به عنوان اصول اعتقادی واجب نام می برد (الهدايةص46)
ب) شيخ مفيد(ره) می فرمايد باورهايی که واجب است تمام مکلفان دارا باشند وهيچ انسان بالغی نبايد به آن سستی بورزد، عبارت اند از : اعتقاد به خدای يگانه و اعتقاد به نبوت ورسالت پيامبران ...اعتقاد به امامت ...اعتقاد به معاد ( المقنعه شيخ مفيد ص27 الی 33)
ج) سيد مرتضی(ره) می فرمايند: تمام اصول دين که باور به آن ها واجب است ...عبارتند از: توحيد،عدل،نبوت،امامت (رسائل الشريف مرتضی ج3ص9-20)
د) خواجه نصيرالدين طوسی نيز همين را ذکر کرده است ( تجريد الاعتقاد خواجه نصيرالدين طوسی)
ت) علامه حلی : همه علما بر اين اتفاقند که شناخت خدا و صفاتش ...و شناخت نبوت و امامت و معاد است .... و کسی که مقداری از اين اموررا نداند از دايره مومنان بيرون و عذاب هميشگی براو سزاوار است (الباب الحادی عشر علامه حلی تحقيق محقق / 3-5)
اشتراکات شيعه رضوان الله عليهم و اهل ذلت(که ابدا ندارند) ؟؟؟؟!!!!!...
5-حضرت صادق سلام الله عليه فرمود: آنچه امروز در دست مردم (اهل ذلت) است، چيزي نيست مگر اينكه نسبت به آنچه از جانب خدا وند تعالي به واسطه وحي نازل شده، منحرف و تحريف شده است. رجال کشی ص140 ح221
6-امام صادق عليه السلام فرمودند: به خدا قسم در دست اينها چيزي از حق باقي نمانده مگر روي كردن به طرف كعبه فقط.(فصول المهمة ج1 ص578 ح13(884)
7-سليمان مولي طربال گفت: خدمت امام صادق عليه السلام صحبت ازاينها (تسنّن)كردم.حضرت فرمود: نه به خدا قسم نيستند بر آنچه رسول الله (صل الله عليه وآله )مگر روي كردن به طرف قبله.
( محاسن برقي ج1 ص256 ح 91(486) وبحار ج65 ص 91 ح 26 )
8-امام صادق عليه السلام فرمودند: به خداقسم نيستنيد شما (شيعه)برذره ای ازاعتقاد ايشان (پيروان خلفا) ونيستند اينها برسرسوزن از اعتقاد شما پس دراحکام وعقايد مخالفت کنيد بااينها زيرا اين ها کوچکترين بهرهای از دين حق نبردند ( فصول المهمه شيخ حر عاملی ج1 ص577 ح9،وسائل شيعه ج27 ص119 وج 18ص85 باب 9 صفات القاضی ح32)
9-راوي گفت: امام صادق عليه السلام فرمود :آ يا مي دانيد چرا ما شما را امر نموديم تا در عمل واعتقاد مخا لفت كنيد با آنچه نظر عامِه (تسنّن) است ؟ راوي مي گويد عرض كردم نمي دانيم. حضرت فرمود : به خاطر اينكه علي عليه السلام ابراز عقيده نمي فرمود به دين و اعتقادي و روشي الاّ اينكه مردم با او مخالفت كرده و به طرف غير او مي رفتند به خاطر اينكه امر او را باطل كنند و در مواردي كه نظر اميرالمؤمنين عليه السلام را نمي دانستند از او سؤال مي كردند پس هنگاميكه نظر مبارك خود را بيان مي فرمودند ضد نظر او را براي خود جعل مي كردند تا براي مردم مشتبه شود.. علل الشرائع صدوق (ره) ج 2 باب 315 ح1 ص249.بحار ج2 ص237 ح25 وسائل الشيعه ج18 ص83 ح24 و…..
10-امام باقر عليه السلام فرمودند: کسی که منکر ولايت اميرالمومنين عليه السلام است نماز بخواند يا زنا کند فرقی ندارد
(عقاب الاعمال صدوق باب عقاد الناصر وجاهد اميرالمومنين ح17 ص250 وبحارالانوارج27 ص235)
11-راوی گفت: خدمت علی بن موسی الرضا عليه السلام عرض کردم مسئله ای برايم پيش آمده که حکمش را نمی دانم ودر شهری هستم که شيعيان ودوستداران شما آن جا نيستند تا حکم مسئله را سوال کنم حضرت فرمودند: پيش قاضی اينها برو مسئله خود را سوال کن پس هنگامی که فتوا داد ( جواب گفت) توخلاف آن را عمل کن پس بدرستيکه حق درمخالفت با اينها ست
عيون اخبار ج1 ص275 باب28 ح10 تهذيب شيخ طوسی ج6 ص 294ح820
12_ مرحوم استر آبادی (ره) درالفوائد المدينه ص190 می فرمايند: از جمله نعمت ها ی خداوند تعالی بر شيعه آن است که خداوند علمای آن فرقه را با شيطان رها کرد تا اينکه شيطان ايشان را ازراه حق درتمامی مسائل نظری گمراه کند تا اخذ به خلاف اينها ( مخالفت کردن با اينها) برای ما يک ضابطه کلی است
13- طبق اعتراف خود اهل تسنن :
الف) انس بن مالک گفت: چيزی از آنچه که درزمان رسول خدا صل الله عليه وآله وسلم سنت بود نزدمردم( اهل تسنن) سراغ ندارم (بخاری ترمذی باب اعتصام بالسنة)
ب) عبد الله بن زبير گفت: همه چيز را تحريف کرديم حتی نماز را
ج) حسن بصری گفت : اگر رسول خدا به ميان شما باز گردد ازميان همه آنچه به شما تعليم کرده جز قبله چيز ديگری را نخواهد يافت (دراسارات وبحوث فی التاريخ والاسلام جعفر مرتضی ج1ص57)
14-شيخ صدوق در علل نقل كرده: راوي مي گويد: من در مجلس احمد بن حنبل بودم پس ذكر علي بن ابيطالب صلوات الله عليه شد. احمد بن حنبل گفت:لا يكون الرجلُ سنّيّاً حتّي يُبغضَ علياً قليلاً. يعني كسي در زمره اهل تسنّن قرار نمي گيرد مگر اينكه علي را دشمن بدارد حتي به اندازه كم. راوي مي گويد بعد از آن من گفتم: كسي سني نيست مگر اينكه علي عليه السلام را دوست داشته باشد.كه بعد از گفتن اين حرف مرا زدند و از مجلس بيرون انداختند. ( الشهاب الثاقب ص 135 (بنقل از عامه) )
15-قاضي نور الله شوشتري در كتاب احقاق الحق نقل كرده اند كه ابن خلكان صاحب وفيات الاعيان بعد از ترجمه علي بن الجهن القرشي(علي بن الجهن دشمن اميرالمؤمنين بوده است.)در دفاع از اين شخص اين چنين گفته: علي بن جهن معذور است زيرا محبةُ عليٍّ لا تجتمع مع التَّسَنُّنِ.يعني محبت علي با تسنن يكجا جمع نمي شود ( وفيات الاعيان ج 3 ص 355)
همچنين قاضي نور الله در كتاب مصائب النواصب نقل كرده است: اهل ماوراءالنهر دشمني علي عليه السلام را شرط تسنن مي دانند و لو اينكه اين دشمني به اندازه يك دانه جو باشد. اربعين شيخ سليمان بحراني ص 101،شهاب الثاقب ص137
ودر پايان حديث معروف پيامبر اعظم صل الله عليه وآله وسلم را نقل می کنيم که فرمودند:به زودی بعداز من اسلام به73 فرقه است ويک فرقه ی آن به حقو اهل نجات است و آنهم شيعه علی بن ابی طالب(صلوات الله عليه) است و بس بحارالانوارج8 کمپانی