تبليغاتX
یا حیدر کرار علی ادرکنی صلوات اله علیه
السلام علیک ایها المسبب الفرحه قلب الزهرا سلام اله علیها

۱)آزار على عليه السلام، آزار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله است


پيش تر، سخن در اين بود كه به راستى، آزار فاطمه عليها السلام در واقع، آزار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله است، اينك روايتى را مى خوانيم كه در آن، آزار على عليه السلام، همان آزار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله دانسته شده است.
احمد بن حنبل در المسند مى گويد: پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله فرمود:
«من آذى عليّاً فقد آذاني»
«هر كه على را بيازارد، در واقع مرا آزرده است» مسند احمد: 3 / 483.
اين حديث، در منابع بسيارى از جمله: صحيح (تأليف: ابن حِبّان)، المستدرك (تأليف: حاكم نيشابورى)، الإصابه (تأليف: ابن حجر) و أُسد الغابه (تأليف: ابن اثير) نقل شده است.(صحيح ابن حِبّان: 15 / 365، المستدرك: 3 / 121، الإصابه: 4 / 534، أُسد الغابه: 4 / 114 )
متّقى هندى اين روايت را در كتاب كنز العمّال از ابن شِيبه و احمد بن حنبل نقل كرده است(.كنز العمّال: 11 / 601 )
بُخارى در تاريخ خود، و طبرانى و ديگران نيز اين حديث را آورده اند .المستدرك: 3 / 122، مجمع الزوائد: 9 / 129، در أُسد الغابه و الإصابه، در شرح حال عدّه اى از ائمّه نقل شده است.

 

۲)كينه ورزى با على عليه السلام، نفاق است


مُسلم در صحيح خود، روايتى را از على عليه السلام ـ با تأكيد و سوگند ـ نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:
«والّذي فلق الحبّة وبرأ النسمة! إنّه لعهد النبيّ الأُميّ إليّ: أن لا يحبّني إلاّ مؤمن ولا يُبغضي إلاّ منافق»

«سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد! عهد و پيمانى است از پيامبر اُمّى به من، كه: جز مؤمن مرا دوست نمى دارد و جز منافق مرا دشمن نمى شمارد»(.صحيح مُسلم: 1 / 61، كتاب الإيمان، باب بيان اطلاق اسم الكفر على من ترك الصلاة.)
اين روايت، با همين متن و نظير آن، در منابع بسيارى از پيشوايان اهل سنّت از جمله: نَسايى، تِرمذى، ابن ماجه نقل شده است.
همچنين احمد در المسند، حاكم در المستدرك و متّقى هندى در كنز العمّال، آن را نقل كرده اند  مسند احمد: 1 / 84 ، 128، كنز العمّال: 13 / 120 شماره 36385در مسند احمد و صحيح تِرمذى اين گونه آمده است:
اُمّ سلمه گويد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله همواره مى فرمود:
«لا يحبّ عليّاً منافق ولا يبغضه مؤمن»
«منافق هرگز على را دوست نمى دارد و مؤمن، هيچ گاه او را دشمن نمى شمارد».
جالب توجّه اين كه از اين احاديث، چنين استفاده مى شود كه:
دوست داشتن على عليه السلام با دوستى منافقان، قابل جمع نيست; لذا، اگر كسى به امامت على عليه السلام و ولايت آن حضرت پس از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله معتقد باشد و از طرفى، منافقان را دشمن ندارد، چنين فردى، خودش منافق است و از جانب هر دو گروه مؤمنان و منافقان نيز رانده خواهد شد; چرا كه از يك سو، منافقان، به ولايت على عليه السلام معتقد نيستند و اين فرد، معتقد است; از طرفى، مؤمنان، منافقان را دوست نمى دارند و اين فرد، منافقان را دشمن نمى دارد.
بنا بر اين، در هيچ حالى و به هيچ شكلى، اين دو موضوع با يكديگر قابل جمع نيستند.

۳)پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله از خيانت امّت خبر مى دهد



حاكم نيشابورى در المستدرك، روايتى را از على عليه السلام نقل مى كند كه حضرتش فرمود:
«إنّه ممّا عهد إليّ النبيّ صلّى اللّه عليه وآله أنّ الأُمّة ستغدر بي بعده»
«از پيمان هايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه وآله از من گرفته اين است كه اُمّت پس از او، به من خيانت خواهند كرد».
حاكم نيشابورى پس از نقل اين روايت مى نويسد: اَسناد اين روايت صحيح است.
ذهبى نيز در تلخيص المستدرك مى نويسد: اين روايت صحيح است( المستدرك: 3 / 140، 142.)
اين در حالى است كه علماى اهل سنّت مقرّر كرده اند كه هر حديثى كه در تصحيح آن، ذهبى با حاكم نيشابورى همراه و موافق باشند، در حكم دو حديث صحيح است

گفتنى است كه اين حديث را ابن ابى شِيبه، بزّار، دارقُطْنى، خطيب بغدادى، بيهقى و ديگران نيز نقل كرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر  | 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک

به شیعه می دهم هشدار جنگ است

به پاخیزید مردم وقت تنگ است

سپرد عباس دست ما علم را

امانت گر دهیم از دست ننگ است  

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر  | 

دیدی آخر حرم مثل بقیع شد ...

به یادمان گشت فاجعه تخریب

حرمین شریفین عسکریین علیهم السلام

                                 الامان از این مصیبت الامان

                                                گشته ویران خانه صاحب زمان

                             بارالها شد خراب کان مرقدی

                                                   کاندر آن آرمیده جان جهان

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر  | 

يا حسين غريب مادر تويي ارباب دل من

يه گوشه چشم تو بسته واسه حل مشكل من 

 يه روزم مياد آقاجون كه منم سگ تو باشم 

 چشامو موقع مرگم زير پات گذوشته باشم

چشماي قشنگ عباس خواب از چشام گرفته 

 بدون تو گم ميشم توي شب روز ماه وهفته

يل با وفا اباالفضل معدن سخا اباالفضل

حیدر کرببلایی عشق مرتضی اباالفضل

غیرت اللهی اباالفضل به لقب ماهی اباالفضل

بگوی ای برادر من تو چه می خواهی اباالفضل

به خدایی نور عینم به غم و به شور و شینم

این وصیت اباالفضل بشنو داداش حسینم

جسم پاره پاره ام رو مبری به سوی خیمه

آخه این دو مشکه آبه همه آرزوی خیمه

یا حسین شرمنده ام من بر تو و طفلان زارت

نرساندم جرعه ای آب به لب عطشان یارت

ای گل ام البنینم پهلوون بی قرینم

یا ابوفاضل برادر بوسه از دست تو چینم

شادي روح ذاكر با اخلاص اهل بيت سيد جواد ذاكر قدس سره صلوات حیدری

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر  |