امام صادق پس از هرنماز واجب 4 زن و4 مرد را لعن مي نمودند:
اللهم العن اولي و رمع وسومي ومعاويه وعايشه وحفصه وهنده وام الحكم(اصول كافي)
تتمه ماه مبارك شعبان المعظم،واصل شدن جهنم به مادر اهل ذلت وكفر دختر شقيع ترين... از ازل تا ابد
حنتمه بنت رمع !!! لعنت الله عليه بردوستداران حضرت پيامبر اكرم ومولا اميرالمومنين مبارك باد
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
به ياد ذاكر اهلبيت سيد جواد ذاكر:
شه زاده خير النسا - رقيه بنت الحسين - دخت شهيد سر جدا- رقيه بنت الحسين - آيئنه زينب نما-رقيه بنت الحسين - عشقم تويي عرفان تويي - دلبر تويي جانان تويي- شمع دل ويران تويي - حاكم تويي سلطان تويي- محبوبه يزدان تويي- ديباچه عشق و وفا - رقيه بنت الحسين - شير بيابان بلا - عشق تمام اوليا- مهر وصفا ماه وفا - ميخانه عشق خدا- غمخانه كرببلا - مظلومه دشت بلا - مقتوله جوروجفا- رقيه بنت الحسين - ساقي تويي- ساغر تويي- مستي تويي- كوثر تويي- سلطان كجا ويرانه ها - پيمانه اي- ديوانه اي - شمع دل ويرانه اي - ريحانه اي- دردانه اي- هم دلبر وهم دلربا - رقيه بنت الحسين
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
سلام بر زهراي سه ساله
ولادت با سعادت بانوي عشق عالمين دردانه امام حسين عليه السلام شبيه ترين مردم به حضرت زهرا سلام الله عليها بي بي حضرت رقيه بنت الحسين عليها السلام بر عاشقان ولايت وامامت مبارك باد
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
شيعه و تبرك جستن به آثار اولياى خدا
تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.
نه تنها پيامبر گرامى و ياران وى ، بلكه پيامبران پيشين نيز، بدين امر مبادرت مى ورزيدند. و اينك دلايل مشروع بودن تبرّك به آثار اوليا از ديدگاه كتاب و سنّت را از نظر شما مى گذرانيم:
1- در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامى كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفى كرد و آنان را مورد بخشودگى قرار داد، فرمود:
«إذهبوا بقميصى هذا فألقوه على وجه أبى يأت بصيراً» [1]
اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.
سپس مى فرمايد:
«فلما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتدّ بصيراً» [2]
آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايى وى بازگشت.
اين سخن گوياى قرآن، گواه روشنى بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبرى ديگر (حضرت يوسف) مى باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايى حضرت يعقوب گرديد.
آيا مى توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامى ، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
2- شكى نيست كه پيامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مى نمود و يا مى بوسيد.
بخارى در صحيح خود مى گويد: مردى از عبدالله بن عمر درباره استلام حجر سؤال كرد و او در پاسخ گفت: «رأيت رسول الله (صلى الله عليه وآله) يستلمه و يقبّله». [3]
پيامبر را مشاهده كردم كه حجرالاسود را استلام مى نمود و مى بوسيد.
در صورتى كه اگر لمس كردن و يا بوسيدن سنگى ، شرك به خدا بود، هرگز پيامبر (كه مناداى توحيد است) به چنين كارى مبادرت نمى ورزيدند.
3- در كتب صحاح و مسانيد و در ميان كتاب هاى تاريخ و سنن، روايات انبوهى در مورد تبرك جستن صحابه پيامبر به آثار آن حضرت؛ مانند: لباس، آب وضو، ظرف آب و ... به چشم مى خورد كه با مراجعه به آنها، كوچكترين ترديدي در مشروعيّت و پسنديده بودن آن باقى نمى ماند.
گرچه شمارش همه روايات در اين زمينه، در اين نوشتار نمى گنجد، ولي به عنوان مثال، برخى از آنها را در اينجا يادآور مى شويم:
الف: بخارى در صحيح خود، در ضمن روايتى طولانى كه شرح برخى از ويژگى هاى پيامبر و ياران او را در بردارد، چنين مى گويد:
«واذا توضّأ كادوا يقتتلون على وضوئه». [4]
هرگاه پيامبر وضو مى گرفت، نزديك بود مسلمانان، (بر سر بدست آوردن آب وضوى آن حضرت) با هم بجنگند.
ب: ابن حجر مى گويد:
«ان النّبيّ صلى الله عيه وآله وسلم كان يؤتى بالصّبيان فيبرك عليهم». [5]
كودكان را نزد پيامبر مى آوردند و آن حضرت به منظور تبرك آنان، دعا مى كرد.
ج: محمد طاهرمكّى مى گويد:
«از ام ثابت روايت شده كه گفت: رسول خدا بر من وارد شد و از دهانه مشكى كه آويزان بود، ايستاده آب نوشيد و من برخاستم و دهانه مشك را بريدم».
سپس مى افزايد: «اين حديث را ترمذى روايت كرده و مى گويد: حديث صحيح و حسن است و شارح اين حديث دركتاب الرياض الصالحين مى گويد: ام ثابت، دهانه مشك را بريد تا جاى دهان پيامبر را نگهدارى كند و به آن تبرك جويد و همچنين صحابه مى كوشيدند تا از جايى كه رسول خدا از آن آب نوشيده بود، آب بنوشند». [6]
«خدمت گذاران مدينه به هنگام نماز صبح با ظرف آب نزد پيامبر مي رفتند، پيامبر گرامى دست مبارك خود را در هر يك از آن ظروف آب فرو مى برد، چه بسا در بامداد سردى خدمت وى مى رسيدند، باز هم پيامبر دست خود را در آنها فرو مى برد». [7]
بدين سان، دلايل جواز تبرّك به آثار اولياى خدا روشن گشت و معلوم گرديد كسانى كه شيعه كه را به خاطر اين رفتار، به شرك و دوگانه پرستي ، متهم مى كنند، معناى توحيد و شرك را درست تحليل نكرده اند. زيرا شرك و پرستش غير خدا، بدان معنا است كه در كنار پرستش خدا، موجود ديگرى را نيز خدا بدانيم و يا كارهاى خدايى را به وى نسبت دهيم، بطورى كه او را در اصل هستى و يا اثر بخشى ، مستقل و بى نياز از خدا قلمداد نماييم.
در حالى كه شيعه، آثار اولياى خدا را مانند خود آنان، مخلوق و آفريده خدا مى داند كه هم در اصل وجود و پيدايش خود و هم در منشأ آثار بودن، نيازمند به خداوند يگانه اند.
شيعه تنها به پاس احترام پيشوايان خود و پيشتازان دين خدا و به منظور ابراز محبت بى شائبه خود نسبت به آنان، بدان آثار تبرك مى جويند.
اگر شيعيان به هنگام زيارت حرم پيامبر و اهل بيت آن حضرت، ضريح را مي بوسند، و يا در و ديوار را لمس مى كنند، تنها بدان جهت است كه به پيامبر گرامي و عترت او عشق مى ورزند و اين مسأله عاطفى انسانى است كه در وجود يك انسان شيفته، تجلّى مى كند.
اديبى شيرين سخن مى گويد:
بر ديار سلمى مى گذرم، اين ديوار و آن ديوار را مى بوسم.
دوستى آن ديار، قلب مرا شاد نمى سازد، بلكه محبت ساكن آن است كه مرا به وجد و سرور مى آورد.
[1] - يوسف: 93.
[2] - يوسف: 96.
[3] - صحيح بخارى ، جزء2، كتاب الحج، باب تقبيل الحجر، صفحه 152-151، ط مصر.
[4] - صحيح بخارى ، ج3، باب ما يجوز من الشروط فى الاسلام، باب الشروط فى الجهاد والمصالحه، ص195.
[5] - الاصابه، ج1، خطبه كتاب، ص7، ط مصر.
[6] - ترك الصحابه، (محمد طاهر مكّى )، فصل اول، ص29، ترجمه انصارى .
[7] - صحيح مسلم، جزء7، كتاب الفضائل، باب قرب النبى ص من الناس وتبرّكهم به، ص79.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
گرچه بدم نوازشم مي كني/شرمنده رفتارتم به مولا/كنارجوي گل بنفشه روئد/من خس جويبارتم به مولا/ فخر ميكنم آن دم به اهل عالم/ببينم كه دركنارتم به مولا/من نگويم چه ام يا كه هستم/ريزه خوار دربارتم به مولا/به خواب ديدمت كه درسرايي/نشسته دركنارتم به مولا/به راه تو نشسته چون غبارم /چون خاك رهگذارتم به مولا/ عمري كه سراغ تو را مي گيرم/همه بدونن كه آوارتم به مولا/ كعبه تويي بيا دورت بگردم/زائر جمكرانتم به مولا/ خداي من شاهد گفتار ماست/ عاشق آن رخسارتم به مولا
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
امام صادق«عليه السلام» درباره تفسير آية يك سوره مباركه شمس ((والشمس وضحيها))ميفرمايد:
مراد از خورشيد اميرالمومنين علي عليه السلام ومقصود از تابش آن قيام حضرت قائم(صلوات الله عليه) مي باشد.
بحار ج24ص72ح6
تاويل الايات ج2ص803(باكمي اختلاف)/امام صادق«عليه السلام» درباره تفسير آية 3و2 سوره بقره ((هديً لِلمُتقين _ الذي يُومنُون بالغيب)) ميفرمايد:
وقتي حضرت قائم «صلوات الله عليه» ظهور مي كنند زمين به نور پروردگارش روشن مي گردد و مردم از روشنايي خورشيد بي نياز مي شوند وتاريكي از بين مي رود .
الارشاد ص410 سطر3
بحار ج52ص337 ضمن ح77/امام صادق«عليه السلام» درباره تفسير آية 62سوره نمل ((امن يجيب المظطر)) ميفرمايد:
اين آيه درحق قائم آل پيامبر(صلوات الله عليه) نازل شده است به خدا قسم مظطر( واقعي) اوست هنگامي كه درمقام ابراهيم دو ركعت نمازمي گذارد وخدا را بخواند خداوند دعاي او را مستجاب مي كند وگرفتاري خود را برطرف مي نمايد واو را درزمين جانشين خود قرار مي دهد
تفسير قمي ج2ص129
تفسير برهان ج3ص208ح7
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
موسم خوشحالي است / چون علي عالي است /شد حسين بابا ولي/ جاي زهرا خالي است
ولادت با سعادت اشبه الناس خَلق وخُلق ومنطقا به رسول خدا صل الله عليه وآله شاهزاده وجود امام وپيشواي عاشقان حضرت ابا عبدالله عليه السلام حضرت علي اكبر برعاشقان ولايت وامامت مبارك باد
اللهم عجل مولاناالغريب الفرج
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
چرا شيعيان به هنگام زيارت درب حرم وديوار را مي بوسند وبه آن ها تبرك مي جويند ؟
پيامبر اكرم ص حجر الاسود را مي بوسيد
بخاري (بي بخار) درصحيح خود مي نويسد مردي ازعبدالله بن عمر درباره استلام حجر الاسود سوال كرد او در پاسخ گفت : ((پيامبر ص را مشاهده كردم كه حجر الاسود را استلام مي نمود ومي بوسيد ))« صحيح بخاري ج2 وكتاب الحج باب تقبيل الحجر ص 151،152»
اگر لمس يا بوسيدن سنگي شرك به خدا باشد هرگز پيامبر كه منادي توحيد است چنين كاري نمي كند
سوال 1= اگر بوسيدن شرك است پس چرا شما (اهل سنت) حجر الاسود را مي بوسيد وبه چه علت جلد قرآن ( از چرم است) را مي بوسيد يا چه دليلي دارد همسران وفرزندان خود را مي بوسيد ؟
يا صاحب الزمان عجل علي ظهورك
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله الرب العالمين السلام علي سيدنا ونبينا ابالقاسم مصطفي محمد(صل الله عليه وآله وسلم) ولا سيما الجبت والطاغوت والات والعزي وبنتيهما ومحبيهما بعدد ما احاط بهي علمك وبعدد فضائل اميرالمومنين
با توجه به موقعيّت حساس كنوني جامعه ونسلي كه هم اكنون جوان هستند وفرزندان آنان نسل هاي آينده را تشكيل مي دهند برآن شديم كه به يكي از معظلات جامعه جوان را ازنظر مذهبي، اجتماعي ، روان شناسي ، علمي و... رسيدگي نماييم ومطالبي مفيد فايده اين جمعيت جوان بيان نماييم تا با توكل از حضرت حق ومدد مولايمان اميرالمومنين علي بن ابيطالب صلوات الله عليه راهي را پيشروي آنان قرار دهيم باشد كه مورد الطاف آن حضرت قرارگيريم . درحال حاضر يكي از مواردي كه جوانان را رو به فساد و تباهي كشيده است مسئلة چشم چراني مي باشد كه هم از طرف شرع اسلام ممنوع وهم از لحاظ فرهنگي واجتماعي خلاف محسوب است. تا جايي كه دركتب مختلف مواردي را درمورد آسيب هاي روان شناسي، عواقب اخروي از لحاظ علمي مورد بررسي قرار داده اند
نردآويم مي نويسد : چه بيچاره اند آن ها كه از همه فضائل انساني چشم پوشيده، عظمت روحي وصفاي فكر خود را درآستانه هوس بازي فدا مي كنند وشيوة نشاط خود را با آتش شهوت مي سوزانند
چشم چراني از ديدگاه قرآن واحاديث :خداوند تبارك وتعالي در قرآن كريم سوره نور آيات 30 تا31 مي فرمايد: « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم اِنَّ الله خبير بما يضنعون و قل للمؤمنات يغضُضنَ من ابصارِهن مِنَ ويحفظن فروجهن ولايبدين رينتهُنَ الا لبعولتهن »
امام صادق عليه السلام مي فرمايد : « النظرهُ سهم من سهامِ ابليس مسموم وَ كم مِنّ نَظرَه اورَثنا حسره طويله » (نگاه به مناظر شهوت آميز تيرزهر آلودي از تيرهاي شيطان است وچه بسا كه يك نگاه به نامحرم سبب حسرت واندوه طولاني خواهد شد)
اميرالمومنين علي عليه السلام مي فرمايند: هركس چشم چراني كند خاطر خود را آزرده وكسيكه پيوسته عادتش اين باشد هميشه در حسرت است .
پيامبر اكرم صل الله عليه وآله مي فرمايند : هركس نگاه شهوت آميز به جنس مخالف كند در روز قيامت چشمان او را پر از آتش مي كنند وآخر از همه حسابش رسيدگي مي شود
چشم چراني از نظر علمي: ازنظر علمي، دانشمندان آلماني به وسيلة آزمايشاتي ثابت كرده اند كه امواج نامرئي الكتريسيته مثبت از مردان والكتريسيته منفي از زنان خارج مي شود ويكديگر را جذب مي كنند ،يكي از عوامل اين مورد چشم چراني است آري پوشيده بودن جسم زن ومرد باعث جلوگيري از اين انقلاب جنسي است
دركتاب «جواني پررنج» ص 235 چنين مي نويسد : كسانيكه مدتي گرفتار تحريكات جنسي بودند وارضاء نشدند بيشتر از ناراضي ها ي عصبي و رواني برخوردارند زير پاره اي از آن را مشاهده كنيد
1- دشواري درتنفس 2- درد دراطراف قلب 3- بالارفتن تپش قلب 4- ضعف وخستگي وگرفتگي عمومي
5- درد معده 6- سردرد 7- هراس ودلهره از خطرغير قابل توصيف 8- بي قراري وناآرامي 9- بي خوابي وكم اشتهايي 10- خستگي فكري ودماغي
چشم چراني ازنظر روان شناسان:عده كثيري از روان شناسان مي گويند: كسي كه چشم چراني مي كند پس از چندي يا چند ساعت چشم چراني قانع نمي شود وبه بيماري رواني ديگري به نام Vojeurisme مبتلا مي شود و دراين حال از تماشاي بدن عريان ونيمه عريان وآلت تناسلي ديگران لذت مي برد واين بيماري مقدمه ساديسم است اصولاً اكثر بيماري هاي روحي جوانان ازاين رهگذر است زيرا چشم مي بيند ودل مي خواهد وقلب براي بدست آوردن خواسته فعاليت مي كند و روح تصغير مي شود وچون كار به جايي نمي رسد عامل ايجاد يك عقده رواني خواهد شد وچه زيبا بابا طاهرعريان سروده است:
زدست ديده ودل هردو فرياد كه هرچه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجري نيشش زپولاد زنم بر ديـده تا دل شـود آزاد
زيان هاي اجتماعي چشم چراني:درسال 1962 در نيويورك دراثر چشم چراني 2766 تصادف اتوموبيل رخ داد كه 380 فقره آن موجب قتل گرديد وطبق آمارهاي موجود 60 درصد ازدواج هايي كه بر مبناي چشم چراني صورت مي گيرد كه منجر به طلاق مي شود
روابط نامشروع از راه چشم چراني :با بررسي اين مورد متوجه خواهيم شد كه سرچشمه بيشتر اين روابط زشت از طريق چشم چراني آغاز مي شود وافراد پس از چندي رابطه باهم برقرار مي كنند وشخصيت خود و خانوادة خويش را زير سوال مي برند و وقايع شرم آور و ننگيني را به وجود مي آورند
درشهر پاريس درميان 43515كودك 4145 كودك غير قانوني وجود دارد دركشور انگلستان نيز از دو كودك يك كودك غير قانوني متولد مي شود در كشور آمريكا هم طبق بيان دكتر جرج لاونشتين درسال 1348 بيش از 200000 هزار طفل غير قانوني بدنيا آمده اندكه درحدود 110000 نفر آنان مربوط به دختران شوهر نكرده زير بيست سال بوده است طبق بيان يكي از مجله هاي آمريكايي حدود ده ميليون كودك از روابط نامشروع متولد شدند در فرانسه اين آمار از 100 كودك هفت كودك و در يكي از شهرهاي انگلستان بيش از 50 درصد از اين روابط قبيح متولد شده اند. دركنفرانس جامعه پزشكان انگليسي هنگام ايراد گزارش دربارة مسائل جنسي اعلام كردند كه دريك .... دختران 14-15 ساله اعلام داشتند كه ديگر دوشيزه نيستند . در دانمارك طبق گزارش بانو فاني دسكان نويسنده معروف «ال» درمورد زنان دانماركي نوشته : چهل و شش درصد ازدواج هاي دختران دانماركي پر شتاپ وسريع رخ مي دهد زيرا آنان قبل از ازدواج باردار هستند آزادي جنسي براي دختران با وجود اين همه پيشگيري واحتياط يك نتيجه دارد:( يك كودك بي پدر) .
روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام :مرحوم كليني (ره)از امام صادق عليه السلام داستاني را نقل مي كند كه: درزمان يكي از پادشاهان ، قاضي اي بود كه برادري درستكار داشت و برادر زني پاك دامن از تبار پيغمبران داشت روزي پادشاه براي كاري به فرد اميني احتياج داشت وبا قاضي درميان گذاشت قاضي گفت: من كسي را بهتر از برادرم سراغ ندارم سپس برادرش راطلبيد واو را از جريان مطلع ساخت برادر ناراحت شد وگفت : چون من زن جوان در خانه دارم اگر ممكن است مرا از اين ماموريت معاف كن. قاضي قبول نكرد و براين امر اصرار ورزيد پس برادر مجبور شد ماموريت را قبول كند هنگام رفتن به پيش قاضي رفت وگفت: اي برادر من از اين ماموريت خشنود نيستم ولي حال كه اصرار داري مي روم. به تو سفارش مي كنم كه از ناموس من كه زن برادر توست نگهداري كن واگر كاري داشت برايش انجام بده. قاضي اين كار را پذيرفت زن پاكدامن از رفتن همسرش نارا حت شد و با او وداع كرد بعد از رفتن شوهر آن زن، قاضي براي درخواست هاي زن نزد او رفت وچون از زيبايي زن توصيفاتي را شنيده بود وشايد براي منظور پليد خود برادرش را به ماموريت فرستاده بود چون خانه را خلوت ديد وزن زيبا را تنها يافت ومانعي نبود از آن زن پاكدامن كه حتي درفكر خيانت هم نبود خواست تا به درخواست نامشروعش پاسخ مثبت دهد. زن با شنيدن اين مطلب ناراحت وخشمگين شد ونمي دانست به قاضي با شرافت !! چه بگويد پس زن پاسخ تندي به او داد وخواست تا از نيت شيطانيش دست بكشد. قاضي قسم خورد كه اگر به خواسته اش پاسخ ندهد نزد شاه رفته وبه دروغ گويد: كه زن برادرم درنبود او خيانت نموده واورا سنگسار نماييد. زن گفت هر كاري مي خواهي انجام بده. قاضي هم حرف خود را عملي نمود. وقتي قاضي حكم حد را گرفت، نزد زن رفت وگفت: آيا هنوزدرتصميم خود اصرار مي ورزي؟ زن گفت: هرچه مي تواني انجام بده. من حاضرم سنگسار شوم ولي به خواسته شوم تو آلوده نشوم. قاضي كه درطوفان شهوت غوطه ور بود واز استقامت زن خشمگين شد اعلام عمومي كرد براي تماشاي سنگسار نمودن يك زن منحرف درميدان شهر جمع شوند. پس از حضور جمعيت زن بي گناه را درگودالي انداخته وسنگسار كردند. پس وقتي اطمينان كردند مرده، پراكنده شدند. چون شب شد، زن كه نيمه جان بود تكاني خورد وبا زحمت خود را از گودال بيرون كشيد وبه سوي بيابان را افتاد. درمسيرش به ديري برخورد كه راهبي درآن زندگي ميكرد وشب چون دير بسته بود همانجا خوابيد صبح كه راهب درب را باز نمود زن را با بدني مجروح ولباسي پاره با وضع رقت باري ديد وماجرا را از او جويا شد. راهب كودكي بي مادر داشت ودرنزدش غلامي زندگي مي كرد او زن را به درون دير برد وزخم هايش را مداوا نمود تا درمان شد. راهب كودكش را به او سپرد كه مادرانه از او پرستاري كند چون مدتي گذشت وزن زيبايي قبلي خود را باز يافت، غلام او رادرنظر گرفت واو را به سوي خود دعوت نمود ولي زن دست رد به سينة او زد غلام زن را تهديد كرد كه اگر عشق اورا پاسخ ندهد بلايي به سر او مي آورد وزن گفت من درحفظ ناموسم تا پاي جان ايستاده ام غلام كودك آن راهب را كشت.ونزد راهب رفت وبه او گفت : آن زن بد كاره از من درخواست نامشروع نمود وچون من قبول نكردم فرزندبي گناهت را كشت راهب نزد زن آمد وگفت : با اين همه كه به تو خوبي نمودم تو اين كار را انجام دادي زن بي گناه حقيقت را براي او بازگو نمودولي راهب قانع نشد وبيست درهم به او داد واو را از دير بيرون ساخت. زن بدون هدف شب در بيابان مي گشت تا به دهكده اي رسيد شخصي را به دار زده بودند، ولي زنده بود. پرسيد براي چه به دار آويخته؟ فردي درجواب گفت: دراين جا رسم اين است هركسي بدهكار است به دار آويخته مي شود تا بدهي او تمام شود زن باز پرسيد بدهكاري او چقدر است گفتند: بيست درهم او نيز بيست درهم ي را كه راهب داده بود به طلبكار داد تا او آزاد شود چون مرد آزاد شد از زن تشكر نمود واز اوضاع او جويا شد. چون ديد غريب است گفت : تو بر من منت نهادي جان مرا خريدي ومن با تو هستم و خدمتگذارت مي باشم اين را گفت وبا زن به سوي دريا رفتند درآن جا گروهي تاجر دركشتي آماده حركت بودند. مرد گفت بنشين تا من بروم غذايي تهيه نمايم. مرد به سوي كشتي رفت وگفت اين كالا ها چه قيمتي دارد آنان گفتند هنوز قيمتي بر آن نگذاشتيم. گفت: من گوهري گران قيمت تراز كالاي شما دارم كنيزي دارم زيبا روي كه تا به حال نديده ايد گفتند:آن را به ما مي فروشي؟ مرد پاسخ داد: آري ولي به شرطي كه يكي از شما برود واو را ببيند تا درباره قيمت بحث كنيم اين كار انجام شد واو را به قيمت ده هزار درهم فروخت ورفت تاجران كشتي آمدند وبه زن گفتند: ما تو را خريده ايم زن گفت: من كنيز كسي نبودم. زن با تهديد آنان مجبور شد به كشتي برود اما چون صاحبان كشتي اعتماد به هم ديگر نداشتند تا آن زن بي گناه را به هم بسپارند تصميم گرفتند آن زن را در كشتي اجناس وكالا ها قرار دهند،تا درمقصد تكليف خود را معلوم كنند هنگامي كه به وسط دريا رسيدند به فرمان الهي باد شديد شد واز آب ها موجي را پديد آورد كه كشتي تاجران با سرنشينانش غرق شدند وآن كشتي كه زن در آن بود به طرف جزيره اي رفت كه خالي از سكنه بود وآن زن از ميوه ها وغذاهاي آن جزيره استفاده مي كرد وبدون ترسي به عبادت مشغول بود درآن زمان خداوند به يكي از پيامبران آن عصر وحي فرمود: كه به پادشاه بگو يكي از بندگان خالص من در فلان جزيره است خود واهل مملكت نزد او برويد واعتراف به گناهان خود كنيد واز او بخواهيد كه گناهانتان را ببخشد وچون او ببخشد من هم از تقصير شما مي گذرم پادشاه با شنيدن اين موضوع با جمعي از اهل مملكت به ديدن زن رفتند وگفت: روزي قاضي مملكت نزد من آمد وگفت زن برادرمن زنا كرده است ومن بدون تحقيق حكم سنگسار او را صادر نمودم مي ترسم اين كارمن خلاف عدالت بوده باشد از خداوند بخواهيد من را ببخشد زن گفت : خداوند تو را خواهد بخشيد بيا اينجا بنشين . پس شوهر زن آمد وبدون اينكه او را بشناسد گفت: من زني داراي فضل وكمال داشتم روزي من بدون رضايت او به سفر رفتم واورا تنها گذاشتم هنگام بازگشت برادرم گفت او زنا كرده وسنگسار شد. مي ترسم نبود من باعث اتهام خيانت به او شده باشد از خدا بخواهيد من را ببخشد زن گفت خداوند تو را خواهد بخشيد بيا پهلوي من بنشين وگوش كن. قاضي كذائي آمد وجريان را باز گفت وطلب مغفرت نمود زن گفت خداوند تو را خواهد بخشيد سپس رو به همسرش نمود وگفت شنيدي بعد راهب آمد وجريان را مطرح نمود واز خداوند طلب بخشش نمود و درآن محل نشست غلام راهب نيز آمده وجريان را تعريف نمود واز زن خواست تا واسطه بخشش او از خداوند شود زن روبه راهب كرد وگفت : شنيدي. ودر آخرهم آن مرد بردار آويخته شده آمد و ماجرا را نقل كرده وازوي طلب بخشش كرد زن گفت: خداوند تو را نيامرزد. پس زن شوهرش را مخاطب كرد وگفت : من زن تو هستم آن چه شنيدي داستان من بود كه درباره حفظ ناموس خود چه رنجها كه كشيدم من ميل زندگي با مردان را ندارم از تو مي خواهم كه مرا دراين جزيره رها نموده تا به عبادت خداوند مشغول شوم واين كشتي را به جاي خود باز گرداني شوهر خواهش او را پذيرفت وبا پادشاه واهل مملكت به شهر باز گشتند (اصول كافي ج5ص556)
منابع اصلي: قرآن كريم ،اصول كافي، جواني پررنج ، مشكلات اجتماعي قرن ما ، براي چشمهايت ،مجلات وجرايد جهاني و...
اللهم عجل لوليك الفرج
+
نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
سّري از اسرار حقيقت نماز
درحديثي از ائمه معصومين آمده است :
هنگام شروع نماز ذكر خدا وياد رسول خدا(صل الله عليه وآله) را اراده نما ويكي از ائمه(عليهم السلام) را جلوي چشمان خود قرار ده.
مستدرك الوسائل ج4ص132 ب3 از نيت ح1
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
ولادت باسعادت عصاره نبوت ويادگار ولايت
حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام
وپاسدار حريم ولايت
حضرت ابالفضل العباس عليه السلام
و سيد ساجدين زينت عابدين
امام زين العابدين عليه السلام
بر عاشقان ولايت مبارك باد
+
نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 7:38 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
صلوات شعبانيه
يكي از اعمالي كه مروي از امام زين العابدين عليه السلام است درهر روز اين ماه دروقت زوال ونيمه شب آن خواندن اين صلوات به شرح ذيل مي باشد:
اَلّلهُم صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد شَجَرَهِ النُبُوهِ وَمَوضِعِ الرِسالَهِ وَ مُختَلَفِ المَلائكَهِ وَ مَعدِنِ العِلمِ وَ اَهلِ بَيتِ الوَحيِ اَلّلهُم صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد الفُلكِ الجارِيَهِ في الّلحُجَجِ الغامِرَهِ يا مَنُ مَن رَكِبَها وَ يَغرَقُ مَن تَرَكَهَا المُتَقَدِّمُ لَهُم مارِقٌ وَ المُتَاَخِرُ عَنهُم زاهِقٌ وَاللازِمُ لَهُم لاحِقٌ اَلّلهُم صَلِ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد الكَهفِ الحَصينِ وَ غِياثِ المُضطَّرِ المُستَكينِ وَ مَلجَأِ الهارِبينَ وَعِصمَهِ المُعتَصِمينَ اَلّلهُم صَلِ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّدصَلواهً كَثيرَهً تَكُونُ لَهُم رِضاً وَلِحَق ِمُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد اَداءً وَ قَضاءً بِحَولٍ مِنكَ وَ قُوَّهٍ يارَبَّ العالَمينَ اَلّلهُم صَلِ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّدالطَيّبيّن الاَبرارِ الاَخيارِ الذينَ اَوجَبتَ حُقُوقَهُم وَ فَرَضتَ طاعَتَهُم وَ ولايَتهُم اَلّلهُم صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد وَ اعمُر قَلبي بطِاعَتِكَ وَ لاتُخزِني بِمَعصِيَتِكَ وَ ارزقني مُواساهَ مَن فَتَّرتَ عَلَيهِ مِن رِزقِكَ بِما وَسَّعتَ عَلَيَّ مِن فَضلِكَ وَ نَشَرتَ عَلَيَّ مِن عَدلِكَ وَ اَحيَتَني تَحتَ ظِلِكَ وَ هذا شَهرُ نَبيُكَ سَيِّد رُسُولِك شَعبانُ الَذي حَفَفتَهُ مِنكَ باِلرَّحمَهِ وَ الرِّضوانِ اَلّذي كانَ رَسُولُ اللهِ صَلي اللّه عَلَيهِ وَ الِهِ وَ سَلَّمَ يَداَبُ في صِيامِهِ وَ قِيامِهِ في لَياليهِ وَ اَيامِهِ بُخُو عاً لَكَ في اِكرامِهِ وَ اِعظامِهِ اِلي مَحَلِّ حِمامِهِ اَلّلهُم فَاَعِّنا عَلَي الأسِتنانِ بِسُنَّتِهِ فيهِ وَ نَيلِ الشَفاعَهَ لَدَيهَ اَلّلهُم وَ اجعَلهُ لي شَفيعاً مُشَفَّعاً وَ طَريقاً اِلَيكَ مَهيَعاً وَ اَجعَلني لَهُ مُتبَّعِاً حَتّي اَلقاكَ يَومَ القِيامَهَ عَنّي راضِياً وَ عَن ذُنُوبي غاضِياً قَد اَوجَبتَ لي مِنكَ الرَحمَهَ وَ الرِضوانَ وَ اَنزَلتَني دارَ القَرارِ وَ مَحَلَّ الأَخيارِ
التماس دعا
+
نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
حضرت رسول صل الله عليه وآله فرمودند:
جبرئيل از جانب پروردگار برمن نازل شد وعرضه داشت كه خداوند به تو امر مي كند به محبت علي بن ابيطالب عليه السلام و ولايت او (بصائر الدرجات في مناقب آل محمد صل الله عليه وآله)
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|