بعثت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي سرآغاز برنامه ولايت وامامت بر دوستداران حضرتش مبارك باد
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
شهادت پدر سلطان وجود علي بن موسي الرضا عليه السلام وكريمه اهلبيت بي بي حضرت معصومه سلام الله عليها :
امام موسي بن جعفر الكاظم عليه السلام
را به پيشگاه ولي امر امام زمان عج الله تعالي فرجه تسليت عرض مي نماييم
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
سيري در نهج البلاغه اميرالمومنين عليه السلام حكمت157
راه هاي هدايت
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:
اگر چشم بينا داشته باشيد، حقيقت را نشانتان داده اند
اگر هدايت مي طلبيد ، شما را هدايت كرده اند
اگر گوش شنوا داريد حق را به گوشتان خواندند
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله الرب العالمين السلام علي سيدنا ونبينا ابالقاسم مصطفي محمد(صل الله عليه وآله وسلم) وعلي علي اميرالمومنين سيد مظلومين صاحب الازلية والاوليه الذي قد بعث الانبيا علي ولاية وقدافلح المومنون به بل هو الذي بعث الانبيا والمرسلين باذن الله وهو الاول والاخر وظاهر والباطن وهو علي به كل شي قدير وبه كل شي عليم بك يا الله ولا سيما الجبت والطاغوت والات والعزي وبنتيهما ومحبيهما بعدد ما احاط بهي علمك وبعدد فضائل بنت اميرالمومنين زينب كبري (عليها السلام)
قطره اي از درياي فاضلة آل علي زينب كبري سلام الله عليها
نام مقدس حضرت زينب «س»
اين نام از جانب خداوند تبارك وتعالي انتخاب شده ودر لوح محفوظ نوشته شده . خداوند درهنگام ميلاد صديقه صغري،مصائب ورنج هاي ايشان را بر پيامبر اكرم «صل الله عليه وآله وسلم» عرضه داشتند وپيامبر گريه نموده وفرمودند: (( كسيكه بر مصيبت هاي اين دختر گريه كند همانند كسي است كه بر برادرش امام حسن وامام حسين عليهم السلام گريه كرده باشد)) ( ناسخ حضرت زينب ج1ص44 )
آيت الله جزائري درادامه حديث نقل كردند كه حضرت فرمودند: وصيت مي كنم حاضرين وغايبين امت را كه اين دختر را به حرمت پاس دارند وي مانند خديجه كبري است [ زيرا حضرت خديجه «س» درتمام شدائد با پيامبر اكرم «ص» شريك بودند، وحضرت زينب با امام حسين درمصائب شريك بودند] (خصائص الزينبيه ص17و18)
كلمه زينب مخفف كلمه «زين» و «أب» است به معناي زينت ونكويي پدر اين كلمه به معناي درخت زيبا وخشبو نيز گرفته شده است( أقرب الموارد ج1ص475 «رنب»)
فريد وجدي _ نويسنده معتصب ومشهور سني _ دردائره المعارف ذيل لغت «زين» مي نويسد: زينب دختر علي بن ابيطالب از زنان فاضلة روزگار وعقيله جليلة بني هاشم بود كه با برادرش حسين بن علي درواقعة كربلا حضور داشت، ( وچون حسين شهيد شد او پيشواي بازماندگان از زنان وكودكان بود )
سپس وجدي حال آن مظلومه را در كوفه وشام وخطبه او را درمجلس يزيد نقل مي كند... . ( دائره المعارف فريد وجدي ج4ص795،رياحين الشريعه ج3ص52 )
علم بي كران بي بي زينب كبري «س»
براي بيان مقام علمي اين بانو بزرگوار زبان وفهم وادراك ما تواناي ندارد و حضرت به اندازه ظرفيت وفهم ما دراين عالم ظهور نمودند
حكيمه دختر امام جواد عليه السلام نقل است كه فرمودند: .... امام حسين در ظاهر به خواهرش زينب كبري دختر اميرالمومنين عليه السلام وصيت نمود وآنچه از علوم (ومعارف واحكام الهي) درآن زمان از امام سجاد عليه السلام صادر مي شد به حضرت زينب نسبت داده مي شد به جهت مخفي نگه داشتن (محفوظ ماندن) حضرت علي بن الحسين عليه السلام .... .( اثبات الوصيه ص231،كمال الدين ج2ص501 ، اثبات الهداه ج3 ص 506 و...)
از حديث شريف فوق مي توانيم بگوييم كه حضرت زينب كبري سلام الله عليها از طرف امام حسين عليه السلام نيابت خاصه داشته است ( كبريت احمر ص376، زينب كبري ص52 و...)
حضرت زينب كبري سلام الله عليها داراي علم منايا وبلايا بود همانند عده اي از اصحاب پدر بزرگوارشان اميرالمومنين عليه السلام چون ميثم تمار و رشيد هجري حضرت زينب از مريم دختر عمران .آسيه دختر مزاحم و... افضل تر مي باشد ( زينب كبري ص54 )
عبادت وبندگي حضرت زينب «س»
علامه نقدي « ره » مي نويسد حضرت زينب درعبادت وبندگي خداوند ثاني مادرش حضرت زهرا عليها السلام بود وتمام شب ها به عبادت وتهجد وتلاوت قرآن مشغول بود
بعضي از فضلا گويند : حضرت درطول عمرش تهجد را ترك نكرد حتي درشب 11 محرم وحضرت زين العابدين عليه السلام فرمودند: درآن شب عمه ام نشسته نماز به جاي آورد
مرحوم آيت الله بيرجندي ازبعضي از مقاتل معتبر نقل مي كند كه حضرت سجاد فرمودند: براستي عمه ام زينب با اين همه مصائب ومحنتها ئي كه در راه شام بر او نازل مي شد نوافل شب از او ترك نشد و امام حسين عليه السلام هنگام وداع با خواهرش زينب فرمودند: (( خواهرم ، مرا درنافله شب فراموش نكن)) ( زينب كبري ص81)
دركتاب مثير الاحزان علامه شيخ جواهري آمده است كه : فاطمه دختر امام حسين عليه السلام فرمود: عمه ام زينب درشب عاشورا ، آن شب را درمحراب وجايگاه نماز خواندنش به پا ايستاده به درگاه خداوند استغاثه نمود (براثرآه وناله او ) چشمي از مانخفت وصداي گرية ما آرام نگرفت ( خاتون دو سراص182، زينب كبري ص82)
مقام ولايت حضرت زينب كبري «س»
بعضي از موثقين از كتاب التبرالمذاب ومقتل امداني يزدي نقل نمودند كه: چون اسراء را وارد شام نمودند حضرت زينب شمر «لعنت الله عليه» را طلبيده وفرمودند: حاجتي به تو دارم ما را از اين دروازه با ازدحام نبريد از راه خلوتي داخل شام نماييد آ ن ملعون اعتنا ننمود وچند تازيانه بر آن مخدره زد حضرت از فرط غيرت منقلب شده وبه زمين امر نمود: (يا الارض خذيه) درآن حال زمين شمر را تا كمر فرو برد ناگاه از سر بريده صداي جان فزاي حسيني به گوش خواهر رسيد ( يا اختاه اصبري و احتسبي في المرضات الله» آن مخدره به زمين امر نمود تا او را رها كند( خصائص الزينبيه ص120 خصيصة 31 )
بي بي زينب كبري سلام الله عليها درمقام امامت وادراك سئونات ولايت درمقامي بودندكه: چون حضرت سيد الشهدا عليه السلام را شهيد كردند برآن پيكر همايون واندام غرقه به خون نظر كرده به حق تعالي عرض كردند:
((اين قليل قرباني را از آل محمد قبول فرما)) (ناسخ حضرت زينب ج1ص75 )
احترام امام به حضرت زينب «س»
ازبعضي از مورخين نقل شده است كه : هنگامي كه امام حسن عليه السلام مسموم گرديد وتشت جلوي روي حضرتش بود ... [امام] متوجه شد كه خواهرش حضرت زينب عليها السلام مي خواهد نزد او بيايد درآن حال _ كه سخت بيمار بودند_ دستورداد طشت را بردارند به جهت شفقت ومهرباني با خواهر ( كه مبادا از ديدن آن صحنه غمگين گردند)
هرگاه حضرت زينب سلام الله عليها به زيارت برادرش امام حسين «ع» مشرف مي شدند آن جناب به خاطر جلالت خواهرش مي ايستاد واو را درجاي خود مي نشاند ( زينب كبري ص39 )
روزي حضرت زينب عليها السلام نزد امام حسين «ع» آمد وآن جناب قرآن مي خواند( چون ديد آن مخدره مي آيد ) قرآن را بر زمين نهادندوبراي اجلال وتعظيم او بپا ايستادند (خاتون دوسرا مرحوم فيض الاسلام ص143 به نقل از تحفه العالم علامه بحرالعلوم )
درجه محبت ودوستي حضرت زينب :
درجه محبت ودوستي بي بي با برادرش امام حسين عليه السلام چنان بود كه هر روز چند مرتبه خدمت امام مي رسيد وديده به ديدار مباركش روشن مي ساخت تا آن جا كه اوقات نماز مي آمد وبه آن كعبه حقيقي نظر مي كرد وآن قبله اهل حاجت وحقيقت را زيارت مي نمود آنگاه مشغول نماز مي شد ( خصاوص الزينبيه ص121، ناسخ حضرت زينب ج1 ص73 )
دراين كار حضرت زينب سلام الله عليها سري است كه اهل معني وحقيقت مي فهمند ودرحديث آمده :
(( هنگام شروع نماز ذكر خدا وياد رسول خدا را اراده نما ويكي از ائمه را جلوي چشمان خود قرار ده)) ( مستدرك الوسائل ج4ص132 ب3 از نيت ح1)
عفت وحياء حضرت زينب كبري :
يحيي مازني مي گويد : مدت طولانيدرمدينه همساية حضرت اميرالمومنين عليه السلام بودم وخانه ام نزديك منزلي بود كه زينب دختر آن بزرگوار درآن جا بود به خدا سو گند هرگز اورا نديدم وصدا يي از او نشنيدم
مورخين شيعه نوشته اند: هرگاه مي خواست جدش رسول خدا صل الله عليه وآله وسلم را زيارت كند هنگام شب به زيارت مي رفت وامام حسن عليه السلام طرف راست وامام حسين عليه السلام طرف چپ وحضرت امير عليه السلام جلوي آن مخدره مي رفتند وچون نزديك قبر پيامبر مي رسيدند حضرت علي عليه السلام زودتر مي رفتند وچراغها را خاموش مي كرد چون امام حسن از علت آن سوال نمودند حضرت فرمود: مي ترسم نگاه شخصي به خواهرت زينب بيفتد
صحبت بزرگان درباره حضرت زينب :
بزرگان واهل قلم نيز از نوشتن فضائل ومناقب حضرت عاجز مانده ونوشتند: همانا حضرت زينب عليها السلام دربزرگواري ونكوئي وخوي وعظمت وبزرگي وعلم وعمل وعصمت وپاكي وعفت وپارسايي ونور وروشنايي وشرافت ودرخشندگي همانند مادرش فاطمه بود... ( الطراز المذهب «ناسخ حضرت زينب» ج1ص73 )
زينب كبري عليها السلام درفصاحت وبلاغت وعبادت وزهد وتدبير وشجاعت شبيه پدر ومادر خود بود وبعد از شهادت حضرت امام حسين عليه السلام همه امور اهلبيت بلكه جميع بني هاشم به رأي وتدبير حضرت زينب بوده است ( جنات الخلود ص19 قسمت اولاد فاطمه زهرا سلام الله عليها )
در رسالة علويه نيشابوري نقل شده كه حضرت زينب عليها السلام درفصاحت وبلاغت و زهد وعبادت همانند پدرش علي مرتضي عليه السلام ومادرش حضرت زهرا سلام الله عليها بود ( زينب كبري ص45)
ودر آخر كلام مكاشفه اي را نقل مي كنيم كه : حضرت آيت الله ميرزا احمد سيبويه ساكن تهران از شيخ حسين سامرائي كه از اتقياء اهل منبر درعراق بودنقل فرمودند:
زماني كه سامرا مشرف بودم عصر روز جمعه اي به سرداب مقدس رفتم غير از من كسي نبود ومن حالي پيدا كردم ومتوجه مقام صاحب الامر صلوات الله عليه شدم در آن حال صدائي از پشت شنيدم كه به فارسي فرمود:
(( به شيعيان ودوستان ما بگوئيد كه خدا را به حق عمه ام حضرت زينب عليها السلام قسم دهند كه فَرَج مرا نزديك گرداند)) ( شيفتگان حضرت مهدي «ارواحنا فداه» ج1 ص251 )
اللهم عجل لوليك الفرج
شهادت صديقه صغري عقيله جليله بني هاشم حضرت زينب كبري (سلام الله عليها ) رابه محضر ولي الله اعظم حضرت حجه ابن الحسن المهدي (ارواحنا لمقدمه فداه) تسليت عرض مي نماييم
بمناسبت شهادت حضرت زينب عليها السلام
تابستان 85 عبدالحيدر
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله الرب العالمين السلام علي سيدنا ونبينا ابالقاسم مصطفي محمد(صل الله عليه وآله وسلم) وعلي علي اميرالمومنين سيد مظلومين صاحب الازلية والاوليه الذي قد بعث الانبيا علي ولاية وقدافلح المومنون به بل هو الذي بعث الانبيا والمرسلين باذن الله وهو الاول والاخر وظاهر والباطن وهو علي به كل شي قدير وبه كل شي عليم بك يا الله ولعنة دائم علي اعدائهم ومخالفيهم ومعانديهم ومنكري فضائلهم ومناقبهم و عصمتهم ومدعي مناصبهم ومقاماتهم من الاولين والاخرين ابدالابدين ودهر الداهرين .
معرفت به نورانيت اميرالمومنين صلوات الله عليه
ابوذر غفاري ازسلمان فارسي سوال كرد معرفت اميرالمومنين «عليه السلام» به نورانيت چگونه است؟
گفت: اي جندب (لقب اباذر) بيا برويم تا ازخود آن حضرت سوال كنيم مي گويد: نزد آن حضرت آمديم و او را نيافتيم درآن جا منتظر مانديم تا تشريف آوردند حضرت فرمود: چه باعث شده كه اينجابياييد ؟ گفتند : آمديم تا از معرفت شما به نورانيت سوال كنيم مولا فرمودند: خوشامديد اي دوستان من كه در دين خود متعهد وپاينده هستيد وكوتاهي نمي كنيد ، وهر آينه دانستن اين مطلب برهرمرد مومن وزن مومنه اي واجب است سپس فرمودند: اي سلمان و اي جندب ايمان كسي كامل نمي گردد تا به حقيقت و نورانيت من معرفت پيدا كند و وقتي چنين شناختي از من پيدا كرد ازكساني مي شود كه خداوند قلب اورا براي ايمان امتحان كرده وسينه اش را براي اسلام گشاده كرده وعارف آگاه شده است وكسيكه دراين گونه معرفت وشناخت كوتاهي كند او درشك وترديد باقي مي ماند اي سلمان و اي جندب شناختن من به نورانيت درحقيقت شناختن خداست وشناخت خدا درحقيقت معرفت من به نورانيت است واين دين خالص است كه خداي سبحان فرموده است:
( وبندگان امر نشدند مگر به اينكه خدا را خالصانه ودرحاليكه دين خود را خالص كرده اند عبادت كنند، نماز را به پادارند وزكات را بپردازند واين ديني است كه از افراط وتفريط به دور ودر حد اعتدال است سوره بينه /5) فرموده است : امر نشديد مگر به نبوت محمد صل الله عليه وآله واين دين سهل وآسان محمديه است بعد درتفسير (يقيموا الصلاة ) فرمود: هركس ولايت مرا به پاداشت نماز را به پاداشته است ،وبه پاداشتن ولايت من سخت ودشوار است كه آن را تحمل نمي كند وطاقت پذيرش آن را نداردمگر فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل ويا بنده مومني كه خدا قلب اورا ازايمان امتحان كرده باشد پس فرشته زماني كه مقرب نباشد وپيغمبر مرسل نباشد ومومن هنگامي كه امتحان شده نباشد نمي تواند آن رابپذيرد
سلمان عرض كرد: اي اميرالمومنان ،مومن كيست وحدود ايمان چيست؟ آن رابيان فرمائيد تا كاملا بشناسم فرمود: مومن امتحان شده كسي است كه درامور ولايت ما چيزي به او نمي رسد مگر اينكه خدا سينه اش را براي قبول آن باز مي كند وبدون هيچگونه شك وترديدي آن را مي پذيرد . اي ابوذر ، بدان من بنده خدا وخليفه او بر بندگان هستم ، ما را خدا قرارندهيد وآنچه مي خواهيد درفضيلت ما بگوييد وبدانيد به باطن مقامات ما ونهايت آن نخواهيد رسيد خداوند متعال به ما كمالاتي وعناياتي برتر ازآنچه گوينده شما وصف كند يا به قلب يكي از شما خطور كند مرحمت فرموده است ، و وقتي مارا اينگونه شناختيد شما مومن هستيد . سلمان گويد : عرض كردم اي برادررسول خدا ! كسي نماز را به پاداشته كه ولايت شما را بر پاداشته باشد؟ فرمود : بلي اي سلمان : شاهد آن وتصديق اين مطلب ، فرمايش خداوند است كه درقرآن مي فرمايد(واستعينوا بالصبر والصلاة وانها لكبيرة الا علي خاشعين سوره بقره/45) مراد ازصبر دراين آيه شريفه رسول خدا ص است ومقصود ازنماز برپاداشتن ولايت من است ... زيرا ولايت است كه تحمل آن سخت است وفقط خاشعين مي توانند آن را بپذيرند وخاشعين شيعيان عارف وآگاه هستند ودر خارج مي بينيم كه گروههايي مختلف از مرجئه، قدريه، خوارج ، نواصب وغير اينها همگي به محمد ص اقرار واعتراف دارند ودرآن اختلاف ندارند وفقط درباره ولايت من است كه اختلاف كرده اند آن را اكثرا انكار نمودند وجز عده كمي نپذيرفتند كه اين آيه به آن ها اشاره فرموده است... وكسيكه اقراربه ولايت من نداشته باشد اقرار او به نبوت محمد ص سودي برايش ندارد زيرا اين دو فرين يكديگرند به خاطر اينكه نبي اكرم پيغمبر است كه به سوي مردم فرستاده شده وامام وپيشواي آنهاست بعد از او علي امام وپيشواي مردم وجانشين محمد است ... اول ما محمد است ، وسط ما محمد است و آخر ما محمد است پس هركس معرفتش به من كامل باشد او بردين قيم واستوار الهي است ... حضرت فرمود: من ومحمد ص يك نور از نور خدا بوديم آنگاه خداوند اين نور را امر فرمود دونصف گردد به نيمي از آن فرمود محمد باش وبه نصف ديگر آن فرمود : علي باش لذا رسول خدا ص فرمود : علي ازمن است ومن از علي ادا نمي كند از طرف من مگر علي آن هنگامي كه ابوبكر(.....) را براي برائت از مشركين به طرف مكه فرستاد جبرئيل فرود آمد وعرض كرد اي رسول خدا پروردگارت فرموده است آن را خودت يا شخصي از خودت ابلاغ كند مرا به دنبال ابوبكر (....) فرستاد تا اورا برگردانم او به رسول خدا ص عرض كرد : آيا درباره من چيزي نازل شده فرمود : نه ولي اين كار را انجام نمي دهد مگر من يا علي اي سلمان و اي جندب كسيكه شايستگي ندارد دستوري را از طرف رسول خدا ص ابلاغ كند چگونه صلاحيت وامامت پيشوايي مردم را خواهد داشت؟؟؟ اي سلمان و اي جندب .... محمد سخنگو گرديد ومن ساكت ودرهر زماني يكي بايد ناطق وديگري ساكت باشد اي سلمان: محمد ص بيم دهنده گرديد ومن هدايت كننده واين فرمايش خداوند است كه ميفرمايد : ( انما انت منذر ولكل قوم هاد سوره رعد/7) مراد ازمنذر دراين آيه رسول خدا ص ومقصود ازهادي من هستم ..... محمد ص جمع كننده گرديده ومن نشر دهنده محمد ص اختيار دار بهشت گرديده من اختياردار دوزخ : به آن مي گويم اين رابگير وآن را رها كن محمد ص لرزاندن زمين وزلزله گرديد ومن اختياردار صداهاي شديد ورعد وعرّش شدم ومن صاحب لوح محفوظم وخداوند علومي كه درآن است به من الهام نموده است ... محمد ص صاحب دلالت ها وراهنمايي ها شد ومن صاحب معجزات نشانه ها وعلامات شدم محمدص خاتم انبيا گرديد ومن خاتم اوصيا شدم ودرآيه مباركه (الصراط المستقيم سوره حمد/6) من مقصود از صراط المستقيم هستم ومن نبأ عظيم هستم .آن خبر مهمي كه درآن اختلاف كردند درآيه ( النبأ العظيم- الذي هم فيه المختلفون سوره نبأ/2و3) منم وكسي جز درولايت من اختلاف نكرد محمدص صاحب دعوت گرديد كه مردم را به طرف خدا بخواند ومن صاحب شمشير كه سركشان آن ها را نابود كنم محمد پيغمبر مرسل گرديد ومن صاحب امر آن حضرت.... محمدص حجت وبرهان براي مردم اقامه كرد ومن حجت خدا گرديدم خداوند براي من قرارداد آنچه را كه هيچكس از اولين وآخرين ندارد حتي پيغمبران مرسل و فرشتگان مقرب از آن بي بهره اند سپس فرمود : اي سلمان و اي جندب : عرض كردند : بلي اي اميرمومنان عليه السلام فرمود:
منم كه نوح را دركشتي به امر پروردگارم آرامش بخشيدم واورابه ساحل رساندم ،منم كه يونس را ازشكم ماهي به اذن خداوند خارج كردم منم كه موسي را ازدرياي نيل به امر خداوندعبور دادم منم كه ابراهيم رااز آتش نجات دادم منم كه نهرها را جاري وچشمه ها را جوشان ودرخت ها را بر جا نهادم ومن عذاب يوم الظله ام (سوره شعرا/189) من ندا كننده ام از محل نزديكي كه جن وانس آن رابشنوند منم كه هر روزصداي جبارين ومنافقين را با لغت خود آن ها مي شنوم . منم خضري كه موسي را تعليم داد ومن معلم سليمان بن داودم من ذوالقرنين ام ومن قدرت پروردگار مي باشم .... اي سلمان و اي جندب : كسيكه ازما بميرد درحقيقت نمرده وكسيكه ازما غائب گردد درحقيقت غائب نيست و كسيكه ازما كشته شود درحقيقت كشته نيست سپس فرمود اي سلمان واي جندب عرض كردند : بلي اي اميرالمومنين عليه السلام فرمود: من فرمان رواي همه مردان مومن وزنان مومنه ازگذشتگان وآيندگان هستم وبه روح عظمت تأييد شدم وبا همه اين اوصاف بنده اي ازبندگان خدا هستم ما را خدا نناميد وسپس آنچه مي خواهيد در فضيلت ما بگوييد وهرچه تلاش كنيد به حقيقت آنچه كه خداوند براي ما قرار داده بلكه به يكدهم از يكدهم آن نخواهيد رسيد به خاطر اينكه ما نشانه هاي خداوراهنمايان وحجت وجانشينان وامينان وپيشوايان ازطرف او هستيم ما چهره زيباي خدا وچشم بيناي او و زبان گوياي او هستيم به سبب ما خداوند بندگانش را عذاب مي كند وبه سبب ما پاداش مي دهد ومارا ازميان خلق خود برگزيده واختيار گردانيده وطاهر كرده واگر كسي چون وچرا كند واعتراض به گزينش پروردگار نمايد به خداوند كافر گشته ومشرك است زيرا ( ازآنچه خدا انجام مي دهد سوال نميشود او مورد بازجويي قرار نمي گيرد بلكه بندگان هستند كه بازخواست مي شوندسوره انبيا/23)
سپس حضرت فرمودند: من به اذن پروردگارم مي ميرانم وزنده مي كنم .به اذن او به آنچه مي خوريد وآنچه درخانه هايتان اندوخته مي كنيد خبر مي دهم وآنچه را دردلهايتان پنهان مي كنيد مي دانم وامامان ديگر از فرزندان من اينها را مي دانند وهرگاه دوست داشته باشيد وبخواهيد چنين كاري مي كنند زيرا ما همگي يك حقيقت هستيم . اول ما محمد است وسط ما محمد است وهمه ما محمد هستيم پس بين ما فرق نگذاريد ، ما هرگاه بخواهيم خدا مي خواهد وهرزمان نپسنديم خدا نمي پسندد
بدبختي وتمام بدبختي نصيب كسي مي شود كه فضايل ما وخصائص ما وآنچه را كه خدا به ما عنايت كرده انكار كند، زيرا كسيكه چنين كند درحقيقت قدرت خداوند وخواست و مشيت پروردگار را درباره ما نپذيرفته وانكار كرده است اي سلمان و اي جندب خداوند به ما برتر و والاتر وبزرگتر از همه ي اينها عطا كرده است
عرض كرديم : اي امير مومنان عليه السلام آن چيست كه بزرگتر از همه اينها است فرمود: پروردگار ما به ما اسم اعظم عطا كرده وبخشيده است كه با آن آسمان ها وزمين وبهشت وجهنم را مي شكافيم ودر مي نورديم به آسمان بالا مي رويم وبه زمين فرود مي آييم به مغرب ميرويم وبه مشرق ميرويم به عرش الهي قدم گذاشته ودرپيشگاه الهي برآن مي نشينيم وهر چيزي حتي آسمان ها ، زمين، خورشيد، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان، جنبندگان، دريا ها، بهشت وجهنم ازما اطاعت مي كنند تمام اينها را خداوند به اسم اعظمي كه به ما آموخت وبه ما اختصاص داد عطا كرده است وبا تمام اين اوصاف ما مي خوريم و مي آشاميم ودرميان بازار ها راه ميرويم واين امور را به امر پروردگارمان انجام مي دهيم وما بندگان با كرامت خداونديم كه اورا به گفتار سبقت نمي گيريم وبه امر وفرمان او عمل مي كنيم ما را معصوم وپاك قرار داد وبر بسياري ازبندگان مومنش برتري بخشيد وما مي گوييم : (حمد وسپاس مخصوص خداوندي است كه ما را هدايت نموده واگر هدايت ولطف الهي نبود به آن راه نمي يافتيم سوره اعراف/43 ) و ( كافرين سزاوار عذاب شدند وعده اي عذاب درباره آنها حتمي است سوره زمر/ 71 ) وآن ها كساني هستند كه آنچه خداوند به ما بخشش واحسان نموده قبول ندارند وانكار مي كنند
اي سلمان و اي جندب اين است پاسخ شما كه از معرفت من به نورانيت پرسش نموديد آن را حفظ كنيد ونگهداريد كه باعث رشد وكمال است وهمانا هيچ يك از شيعيان ما به حد بصيرت نمي رسد تا مرا به نورانيت بشناسد و وقتي چنين معرفتي پيدا كرد به حد بصيرت وبلوغ وكمال رسيده ودرميان درياي از علم فرورفته ودرجه اي ازفضل وبرتري را پيموده اند وبر سري از اسرار پروردگار وگنجينه هاي پوشيده او آگاهي يافته اند
مدرك اين حديث : مشارق الانوار ص160 وبحار الانوار ج26ص1-7 ح1 والقطره به نقل از اين دو و....
اللهم عجل لوليك الفرج
يارب محمد عجل فرج آل محمد صل الله عليه وآله وسلم
يارب محمد احفظ غيبة محمد صل الله عليه وآله وسلم
يارب محمد انتقم لابنة محمد صل الله عليه وآله وسلم
مكيال المكارم عربي ج2ص13
13رجب ظهور اول جلوه ويگانه جلوه ذات احدي بر صاحب جلوه و وارث جلوه مبارك باد
بمناسبت 13رجب المرجب 1427 تابستان 85. عبدالحيدر
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطیبن الطاهرین لا سیما بقیة الله الأعظم حجة بن الحسن المهدی ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین لاسیّما الجبت والطاغوت واللات والعزّی وابنتیهما .
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن المهدی صلواتک علیه وعلی آبایه فی هذه الساعة
وفی کلّ الساعة ولیّاً وحافظا وقائدا وناصرا و دلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.
امّا بعد: قال الله سبحانه وتعالی: و هدوا الی الطیب من القول وهدواالی صراط الحمید.
قال الله تبارک وتعالی: کلمة لا اله الاّ الله حصنی فمن دخل حصنی امن ناری (من عذابی (قال الله تبارک وتعالی: ولایة علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن ناری (من عذابی)
حق تعالی جلوه نمود وآن جلوه حقیقت نورانیّه محمد وآل محمد صلوات الله علیهم است .که تمامی عوالم امکانیه وجود ازعالم نورانیت وحجب وابحار واسماء و.... تا لوح وقلم ،عرش وکرسی ،بهشت وسموات وارض وآنچه مخلوق وممکن است رقیق شده وکم رنگ شده ذرّه ای از آن حقیقت نورانیه است.
لذا فرمودند :اخترعنا الله من نور ذاته .یا :اخترعنا من نور ذاته. هدایةالکبری خصیبی متوفّی 334هجری ص230،بحارج26ص12و14،مستدرک سفینه ج8ص327،ینابیع الموده قندوزی ج1ص 23مقدمه کتاب :وهو الذی خلق اولا من نور ذاته حقیقة المحمدیّه التی هی جامعةللعوالم .
نه اینکه نور ذات واسطه بین ذات وحقیقت نورانیه باشد .بلکه نور ذات، خودجلوه ذات است، که همان حقیقت نورانیه است.
برای فهم مطلب رجوع شود به صحیفة الابرار مر حوم نیّر تبریزی ج1ص184رقم روایت 233.وتباشیر الحکمة هم نقل نموده ؛فهم وترجمه روایت مشگل است.
وحدیث مفضّل است از امام صادق علیه السلام که ظاهرا ادامه حدیث مفضّل است که در بحار(ج3ص57) و...آمده که این ادامه در بحار نیست .
ذات اقدس الهی بی نهایت من جمیع جهاتی است که مقابل ندارد .وحقیقت نورانیّه
هم بی نهایت من جمیع جهات است امّا مقابل دارد که مقابل آن ممکنات ومخلوقات
است.
که نحوه تقابلشان با ممکنات و مخلوقات به ظهورشان هست .
لذا ظهور در عالم امکان نفرمودند بلکه خواستند ظهور فرمایند عالم امکان ظاهرشدو خلق شد بظهورشان .
بعضاَُ گفته شده که علي علیه السلام باندازه هر عالمی جلوه نموده ،در حالی که صحیحتر این است که گفته شود اندازه ووسعت هریک از عوالم امکانی وجود که بینهایت بتوان بینهایت است باندازه جلوه مولاست.یعنی سعه عوالم امکانیه تابع جلوه حیدرست نه جلوه حیدربه تبع وسعت آن عوالم. علي
بازآن حقیقت تنزّل یافت وازعوالم مختلفة گذشت تا عالم اسماء .حالاحق تعالی با اسم حیدرامیر المؤمنین که:
بسیار بسیار رقیق شده وکم رنگ شده آن حقیقت علویست تمامی کائنات واشیاءرا
خلق نمود لذا به عمّار باندازه فهم عمّارفرمود:یا عمّار باسمی تکوّنت الکائنات والاشیاء(مشارق ص 159 ( ای عمار: خداوند تبارک وتعالی با اسم من علي (با یا علي )تمامی هستی هست را آفرید .
خداوند تبارک وتعالی تعالی هستی را با نام مقّدس علي علیه السلام آفرید وبانام مقّدس حیدر خدائی می کند.
می خواهیم چند کلمه ای ازامیر المؤمنین علي بن ابی طالب صلوات الله علیه؛ اوّل مظلوم ویگانه مظلوم عالم بنویسیم
گرچه هر آنچه در عالم ماسوی ذات است علیست وجلوات او.گرچه هرچه از اولین وآخرین در همه عوالم امکانیه وجود در دنیا وعقبی می بینندو می گویند ومی نویسندوبه وهم وخیال وعقل آنها می آید علیست وسایه وظل وشئونات او.
امّا چه کنم که خدایم فرمود: الا بذکر الله تطمئن القلوب(سورمبارکه رعد آیه شریفه28)،وباز فرمود : ومن اعرض عن ذکری فانّ له معیشتا ضنکا ونحشروه یوم القیامة اعمی قال ربّ لم حشرتنی اعمی وقد کنت بصیرا قال کذا لک اتتک ءایاتنافنسیتهاوکذلک الیوم تنسی(سوره مبارکه طه آیه شریفه124تا126). وباز فرمود:ومن یعرض عن ذکر ربّه یسلکه عذاباصعدا(سوره مبارکه جن آیه شریفه17) درتاویل این آیات شریفه نبیّ اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم وائمّةهدی سلام الله علیهم اجمعین فرمودنند :مراد و تاویل ذکر الله وذکری وذکرربّه؛ذکرعلي وولایةعلیست.(از شیعه تفاسیر روائی وکتب روائی وازغیرشیعه حاکم حسکانی درشواهد التنزیل ذیل آیات شریفه سوره مبارکه طه وجن و (….
بدنیست اشاره ای اجمالی به بعض عوالم محیط بر ناسوت ومُلک وارتباط اینها با یکدیگر شود عالمی که معمول ما انسانها آنرا درک می کنیم عالم مادّی مُلک است که داخل در ملکُوت است. ومُلک وملکُوت داخل درجبروت،وملک وملکوت وجبروت داخل درلاهوت،وملک وملکوت وجبروت ولاهوت داخل ومُحاط عالم صفات یاصفت وهمه اینها مُحاط(داخل، محدوده) عوالم بالاتر.
انسان وسایر موجودات زنده زمینی وقتی در رحم مادر وجنین بودند داخل این دنیا بودند نه خارج از آن.لذا وقتی متولّد شدند از بیرون از این دنیا داخل این دنیا نشدند.
همانطور که دنیا محیط بر مادر ورحم او وجنین است؛برزخ هم محیط بر دنیاست، برزخ هنوز بهره ای از مادیت دارد،وبرزخ مقدّمه ملکوت وبخشی از ملکوتست،لذا کسانی که می میرند فاصله زمانی یا فاصله مکانی را طی نمی نمایند تا به برزخ برسند .بلکه برزخ همین جاست وماهم اکنون داخل برزخیم .لذا انسان بمحض از دنیا رفتن داخل بهشت برزخی خود یا نعوذ بالله داخل جهنم برزخی خود می شود.لذا در سوره مبارکه یس آیه شریفه26بعد از شهادت مؤمن آل فرعون خطاب به اوشد قیل ادخل الجنّة...داخل بهشت شو.ودر سوره مبارکه نوح علی نبینا وآله وعلیه السلام آیه شریفه25مما خطیاتهم اغرقوا فاُدخلوا نارا....بخاطر گناهانشان غرق شدندپس داخل آتش شدند.
وبخاطر همین است که کسانی که چشم برزخی آنها باز شده درهمان جائی که هستند برزخ را می بینند.
لذا مولا امیر المؤمنین علیه السلام درجواب جاثلیق که سوال کرد از رابطه دنیا و آخرت فرمود علیه السلام :الدنیا فی الآخرة،والآخرة محیطة بالدنیا.بحارج30ص72،دنیا درآخرتست وآخرت محیط به این دنیاست.
آنچه درمُلک است در ملکوت هست ،امّاتمامی آنچه در ملکوت است در مُلک نیست.وآنچه در ملک وملکوتست در جبروتست، اماهر آنچه درجبروتست در ملک وملکوت نیست.وهمین طوراست عوالم پاین ترنسبت بعوالم بالاتر .
لذا ملکوت بروز وجلوه جبروت وعظموت است.وهمینطورجبروت جلوه لاهوت ،ولاهوت جلوه ونمایشگرصفت. ملکوت قدرت است.
(روایاتی که می رساند قدرت ملکوتست:بحارج1ص98،ج3ص317ح13،ج4ص143،ج25ص17و22و26،و....اختصاص ص244و...) ودر ملکوت زمان معنی ندارد وملکوت احاطه بر همه أزمنه داردومعجزات انبیاء از ملکوتست.و ولایة مولا علیه السلام احاطه بهمه عوالم دارد احاطه ومحیط به همه نه محیط بر همه ،احاطه به یعنی محیط بودن به همه ذرّات مُحاط.
لذا قیّومیّت الهی ولایة مولاست.
زیرا راویت است :کان النبی( صلی الله علیه وآله وسلم )اذا جلس اتکاعلی عليّ واذا قام وضع یده علی عليّ علیه السلام .مناقب ابن شهر آشوب ج2ص219،اعلام الوری طبرسی چا پ قدیم ج1ص187،چ جدیدج1ص369،حلیة الابرار سیّدهاشم بحرانی اعلی الله مقامه الشریف ج1ص233باب4،بحارج38ص306ح8،و...
فرمودند:عادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم این بود هنگامیکه می نشست تکیه به علي علیه السلام می داد ودر هنگامه ایستادن دست مبارکش بر بدن نازنین علي علیه السلام می گذاشت .حضرت صلی الله علیه وآله وسلم با عملش (چون فریاد عمل از قول بیشترست)خواست بفرماید که تکیه وقیام وقعود ماسوی الله به علي علیه السلام است.وقیّومیّت الهی؛علي علیه السلام یا شأنی از شئونات اوست.چون اول ما خلق الله نوری(بحار ج25ص22ح38 و.....) وهرآنچه هست ظلّ ومراتب آن نور است.
اینکه عرض می شود قیّومیّت الهی شأنی از شؤنات امیر المؤمنین علیه السلام است،چون خاتم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:......فکان نوری محیطاَ بالعظمة ونور علي محیطاَبالقدرة ؛پس نورمن محیط به عظمت است ونور علي علیه السلام محیط به قدرت است .25بحارص22،
شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف در کتاب شریف خصال ج2ص597،و بحار ج3ص317،ج10ص3،ج30ص86،و...روایتی نقل می نماید که امیرامؤمنین علیه السلام در جواب سؤالهای یهودی فرمود :آسمانها وزمین وآنچه مابین اینهاست وآنچه تحت ثری است از آن خداوند تبارک وتعالی است پس هرچه هست بر روی ثری است وثری بر قدرت وقدرت است که تمام اشیاءرا نگه می دارد.
حالا ببینیم چه مقدار از قدرت، ثری وهمه اشیاء رانگه داشته.
در دعای شریف أسماء الحسنی که یکی از متونی است که بالاترین معارف الهی درآنست وخداوند تبارک وتعالی بحق محمد وآل محمد صلی الله علیه وآله وسلم فهم آنرا ولذت تدبّر آنرا روزی فرماید انشاءالله الرحمان،که اصل دعا مروی از وجود مقدّس خاتم الانبیاءحضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلّم است مرحوم کفعمی رضوان الله تعالی علیه آنرا در کتاب شریف بلد الامین ص414 آورده .ومرحوم مجلسی اعلی الله مقامه السریف آنرا در بحار کتاب ذکرودعاءج90ص254چ بیروت آورده که این عبارت از دعاء ص 257است که عرض می نمایند به حق تبارک وتعالی :
وأسئلک باسمک الذی حملت به الثری علی حرفین من کتابک المخزون ؛بار پرودگارا می خوانم ترا و از تو مسئلت دارم بواسطه اسم تو ،اسمی که حمل می کنی تو بسبب آن اسم ثری را بر دو حرف از کتاب مخزونت.
کتاب مخزون چست ؟ فلا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لوتعلمون عظیم انه لقران کریم فی کتاب مکنون لایمسُّه الا المطهرون سوره مبارکه واقعه آیات شریفه 75الی79،کتاب مخزون همان کتاب مکنون است که محیط به قرآن است.حال کتاب مکنون چیست؟که قرآن کریم مُحاط آنست.
کتاب مکنون همان قلم است.تفسیر علی بن ابراهیم ونورالثقلین وسایر تفاسیر روائی ذیل سوره مبارکه القلم آیات شریفه ن والقلم وما یسطرون از امام صادق علیه السلام که فرمودند : کتاب مکنون قلم است .
حال قلم چیست؟که قوام تمام هستی به دو حرف از اوست .
وجود مقدس امام صادق وموسی بن جعفر علیهما السلام فرمودند: قلم اسم لأمیر المؤمنین علیه السلام ؛قلم مرتبه ای از مراتب علي علیه السلام است وشأنی از شئونات امیرالمؤمنین واسمی برای علیست صلوات الله وسلامه علی شیعته ومحبیه.مشکاة الأنوار (مقدمه برهان)ص354از کنز الفوائد وص277واللوامع النورانیه سید هاشم بحرانی ص465 وتأویل الآیات سیّد شرف الدین استرابادی ص 685رضوان الله علیهما، وسایر تفاسیر روائی ذیل آیات شریفه ن والقلم وما یسطرون که فرمودند علیهما السلام :ن اسم لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلّم وقلم اسم لأمیر المؤمنین علیه السلام.
پس تکیه هستی به دو حرف از کتابیست که آن کتاب جلوه ای از جلوات مولا وطوری از اطوار مولاست . وعلي علیه السلام بسیار بسیار بالاتر از اینهاست.بگذریم
هستی برای مولاعلیه السلام سنگینی نداشت چون سایه وظلّ اوست وسایه انسان برای انسان سنگینی ندارد .تنها در این عالم یک چیز کمر علي علیه السلام را شکست ؛و آن غم در و دیوار وجدائی از فاطمه سلام الله علیها ..........
لذا فرمود :أنا ُظلمتُ عدد المطرو الوبر والمدرو...وفرمود علیه السلام : لقد ُظلمت عدد الحجر والمدر شرح نهج البلاغه ج10ص286؛
به من علي باندازه قطرات باران وبه اندازه کرک وموی بدن حیوانات وباندازه ریگ بیابانها ظلم شد.الا لعنة الله علی الظالمین بعددمااحاط به علمه
اللهم عجل لولیک الفرج
11-14-59-69-92-110-116-118-121-128-133-135-213-315-353-1001
یا رب محمد عجل فرج آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم
یا رب محمد احفظ غیبة محمد صلی الله علیه و آله وسلم
یا رب محمد انتقم لا بنة محمد صلی الله علیه و آله وسلم
(مکیال المکارم عربی ج2ص13)
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
سجده بر مهر وتربت سيد الشهدا صلوات الله عليه
مناظره عالمان شيعه با اهل تسنن
يكي از علماي اهل تسنن كه از فارغ التحصيلان دانشگاه «الازهر» مصر است به نام «شيخ محمد مرعي انطاكي» از اهالي سوريه بر اثر تحقيقات دامنهدار به مذهب تشيّع گرديد و در كتابي به نام «لِماذا اختَرْتُ مَذْهَبَ التَّشَيُّع» علل گرايش خود را با ذكر ملاك متقن بيان نموده است. ما در اين جا به يكي از مناظرات او با دانشمندان اهل سنت پيرامون سجده بر مهري كه از تربت حسيني ـ عليه السلام ـ است ميپردازيم.
چند نفر از دانشمندان اهل تسنّن كه بعضي از آنها از دوستان سابق محمد مرعي در دانشگاه الازهر بودند به ديدن او آمدند و گفتگويي به شرح زير با او انجام شد.
علماء سني: شيعيان بر تربت حسيني سجده ميكنند و لذا مشرك هستند زيرا سجده بر غيرخدا حرام است.
محمد مرعي: سجده بر تربت، شرك نيست، زيرا شيعيان بر تربت براي خدا سجده ميكنند نه براي خود مهر، به عبارت روشنتر حقيقت سجده، نهايت خضوع در برابر خداوند است، نه در برابر مهر.
يكي از علماء سني: اگر مطلب چنين است كه ميگويي، چرا شيعيان اصرار دارند كه بر تربت حسيني سجده نمايند؟ چرا بر ساير چيزها سجده نميكنند؟
محمد مرعي: اين كه ما بر خاك سجده ميكنيم، بر اساس حديثي است كه مورد اتفاق همة فرقههاي اسلامي است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «جُعِلَتْ لِي الارضُ مَسجِداً و طَهوراً»؛ (زمين براي من سجده گاه و پاكيزه قرار داده شده است.)
بنابراين به اتفاق همه مسلمين، سجده بر خاك جايز است. از اين رو ما بر خاك سجده ميكنيم.
عالم سني: چگونه مسلمانان بر اين امر اتفاق نظر دارند؟
محمد مرعي: هنگامي كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مكه به مدينه هجرت كرد، در همان آغاز، به ساختن مسجد دستور داد. آيا اين مسجد فرش داشت؟
عالم سني: نه، فرش نداشت.
محمد مرعي: پس پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مسلمانان بر چه چيزي سجده ميكردند؟
عالم سني: بر زميني كه از خاك، فرش شده بود، سجده ميكردند.
محمد مرعي: بعد از رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مسلمانان در عصر خلافت ابوبكر و عمر و عثمان بر چه سجده ميكردند؟ آيا مسجد فرش داشت؟
عالم سني: نه فرش نداشت. آنها نيز بر خاك زمين مسجد سجده ميكردند.
محمد مرعي: بنابراين اعتراف كردي، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در همة نمازهاي خود بر زمين خاكي سجده كرد و هم چنين مسلمانان در عصر او و در عصر بعد از او تا مدتها بر روي خاك سجده ميكردند.
بنابراين بايد گفت قطعاً سجده بر خاك صحيح است.
عالم سني: آري، ولي اشكال من اين است كه شيعيان، تنها بر خاك سجده ميكنند. آن هم خاكي كه از زميني گرفته و به صورت مهر درآورده و آن را در جيب خود مينهند و با خود حمل ميكنند و در زمين ديگر مينهند و بر آن سجده مينمايند.
محمد مرعي: اولاً، به عقيده شيعه، بر هر چيزي كه زمين گفته شود جايز است، خواهد سنگ باشد و خواه خاك.
ثانياً، نظر به اين كه شرط است محل سجده پاك باشد. پس سجده بر زمين نجس يا خاكِ آلوده به نجاست جايز نيست، از اين رو ما شيعيان، قطعهاي از گل خشكيده (به نام مهر) را كه از خاك پاك تهيه شده، با خود حمل ميكنيم؛ تا در نماز بر خاكي كه مطمئناً پاك و تميز است سجده كرده باشيم. و اِلّا مُهر، موضوعيتي ندارد.
عالم سني: اگر منظور شيعه، سجده بر خاك پاك خالص است، چرا مقداري از خاك را حمل نميكنند، بلكه «مهر» را حمل ميكنند!!
محمد مرعي: نظر به اين كه حمل خاك موجب خاك آلودگي لباس ميشود و حمل آن مشكل است، از اين رو شيعيان همان خاك را با آب ميآميزند و گل ميكنند و سپس همان گل را در قالب زيبايي خشك ميكنند تا حمل آن آسان و از خاك آلودگي لباس جلوگيري شود.
عالم سني: چرا شما به غير خاك مانند حصير، قالي و زيلو و... سجده نميكنيد؟
محمد مرعي: غرض از سجده، نهايت خضوع در برابر خداوند است وسجده بر خاك (چه خشكيده و به صورت مهر و چه نرم) بيشترين دلالت را بر خضوع و خشوع در برابر خدا دارد؛ زيرا خاك در نزد مردم ناچيزترين اشياء است و ما بالاترين عضو بدن خود (يعني پيشاني) را بر پست ترين چيز (خاك) در حال سجده مينهيم، تا با خضوع بيشتري خدا را عبادت كرده باشيم. بنابراين سجده بر خاك يا مهر، بهتر است از سجده بر اشيايي مثل قالي ابريشمي يا طلا و يا نقره و چه بسا سجده بر اشياء ياد شده هيچ گونه دلالتي بر خضوع وكوچكي بنده در برابر خدا نداشته باشد. اكنون به من بگو آيا كسي كه بر خاك خشكيده (مهر) سجده ميكند تا تواضع و خضوعش در پيشگاه خدا رساتر باشد مشرك و كافر است؟ ولي سجده بر قالي و سنگ مرمر و ... تواضع و تقرب به سوي خداست!!
عالم سني: پس اين كلمات نوشته شده بر روي مهرها چيست؟
محمد مرعي: اولاً همة تربتها داراي نوشته نيست. بلكه اكثرا بدون نوشته و ساده است.
ثانياً: اگر هم بر روي مهر كلماتي نوشته شده، اشاره به عظمت خدا و يا ذكري از اذكار دارد و يا نوشته شده كه اين خاك مربوط به كربلاي معلي است، تو را به خدا سوگند آيا اين نوشتهها موجب كفر است؟ و آيا اين نوشتهها، تربت را از خاك بودن خارج ميسازد؟
عالم سني: نه، ولي يك سؤال ديگر دارم. به من بگو در تربت زمين كربلا چه خصوصيتي وجود دارد كه بسياري از شيعيان مقيّدند تا بر تربت حسيني سجده كنند؟
محمد مرعي: راز اين مطلب در رواياتي كه از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نقل شده نهفته است.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودهاند:
«السُّجودُ عَلي تُربَةِ الحُسَينِ يَخْرِقُ الحُجَبِ السَّبْعِ»؛ [1] (سجده بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ حجابهاي هفتگانه را ميشكافد). كنايه از اين كه به قبولي بسيار نزديك است.
نيز روايت شده كه: آن حضرت فقط بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ سجده ميكرد، به خاطر تذلّل و كوچكي در برابر خداي بزرگ. [2]
بنابراين تربت حسين ـ عليه السلام ـ داراي يك نوع برتري است كه در تربتهاي ديگر، آن برتري وجود ندارد.
عالم سني: آيا نماز بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ موجب قبولي نماز است، هر چند باطل باشد؟
محمد مرعي: شيعه معتقد است نمازي كه فاقد يكي از شرائط صحت نماز باشد، باطل است، ولي اگر نمازي داراي همة شرايط صحت باشد و در سجدهاش بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ سجده گردد، قبول ميشود و موجب ثواب بيشتري خواهد شد.
عالم سني: آيا زمين كربلا از همة زمينها، حتي از زمين مكه و مدينه برتر است، تا گفته شود كه نماز بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ از نماز بر همة تربتها برتر است؟!
محمد مرعي: چه مانعي دارد كه خداوند چنين خصوصيتي را در زمين كربلا قرار داده باشد؟
عالم سني: زمين مكه، كه همواره از زمان آدم ـ عليه السلام ـ تاكنون جايگاه كعبه است و زمين مدينه كه جسد مطهر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را در برگرفته است، آيا مقامي كمتر از مقام زمين كربلا دارند؟ عجيب است كه حسين ـ عليه السلام ـ بهتر از جدش محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ باشد!!
محمد مرعي: نه، اشتباه نكن. حسين ـ عليه السلام ـ برتر از جدّش نيست. بلكه عظمت و شرافت او به خاطر عظمت مقام و شرافت جدش رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ است ولي راز اين كه خاك كربلا برتري يافته است اين است كه امام حسين ـ عليه السلام ـ در آن سرزمين در راه حفظ دين جدش از جان خود و فرزندان و يارانش گذشت و به تمام مصائب تن در داد و خداوند متعال به خاطر آن، سه ويژگي را به امام حسين ـ عليه السلام ـ داد:
1. دعا در زير قُبّة شريفش به استجابت ميرسد.
2. امامان، از نسل او هستند.
3. در تربت، او شفا است.
آيا اعطاي چنين خصوصيتي به تربت حسين ـ عليه السلام ـ اشكالي دارد؟ و آيا معناي اين كه ميگوييم زمين كربلا از زمين مدينه برتر است اين است كه امام حسين ـ عليه السلام ـ از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برتر است تا شما به ما اشكال كنيد؟ بلكه مطلب برعكس است يعني احترام به تربت حسين ـ عليه السلام ـ احترام به حسين ـ عليه السلام ـ است و احترام به حسين ـ عليه السلام ـ احترام به رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و احترام به رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ احترام به خداست.
محمد مرعي ميگويد: وقتي سخنان من به اين جا رسيد يكي از حاضرين كه قانع شده بود، در حالي كه شادمان بود برخاست و بسيار سخن مرا ستود و از من تمجيد كرد و گفت: من از اين پس مهري از تربت كربلا را با خود همراه ميكنم تا بر آن نماز بخوانم [3]
[1] . بحار الانوار، ج 8، ص 153.
[2] . همان، ص 158؛ ارشاد القلوب، ص 141.
[3] . «لماذا اخترتُ مذهب التّشع»، محمد مرعي انطاكي، ص 341
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
سلام به دوستان وخوانندگان عزيز وبلاگ دوستي در نظر خود فرمود:در مورد اسمتان هم حرف دارم:
عبد الحیدر و نامهایی این چنینی موجب وهن است و غیر قابل قبول جز نام عبد ا... همه مردود است.رفتار حضرت علی را در شهر انبار فراموش نکنید که مردم را حتی از دویدن به دنبال خود به جهت احترام گذاشتن منع کرد حال چگونه بندگی مردم را حتی در لفظ می پذیرد؟؟؟!!!!!
سيد جواد عزيز بعد ازسلام بايد بگم ما ما همه بنده خالق يكتا هستيم اهل بيت نيز بابي از ابواب الهي هستند
دوست عزيز آيا اميرالمومنين صلوات الله عليه نفرمودندكه: هركس كلمه اي به من بياموزد مرا بنده خود ساخته حال آنكه ما دين مبين اسلام رااز وجود مقدس ايشان داريم پس آيا بنده او نيستيم !!! وهن مذهب يعني چه ؟ هر
كس تعريفي ازاين واژه دارد درست است آيا نمايش فضائل وبزرگي مولا وهن است وپخش سي دي پر شده توسط سني ها در استان قم كه آيه منافقون را به دوستان وشيعيان مولا نسبت دادند وهن نيست بله درست شنيديد ودرشهر شيعه مذهب قم كسي جلودار اين مطلب نيست
سيد جواد فرمودند:از بعضی ذاکرین هم نگویید که با حرف و عمل خود موجب وهن شیعه می شوند و حتی مخالفت مراجه عظام را هم بر می انگیزند ولی گویی برخی از اینها خود را به لحاظ مرتبه از مراجع بالاتر می بینند که باز هم بی توجه به نظر مراجع به کار خود ادامه می دهند.
این که کسی نام سگ... بر خود بگذارد وهن انگیز است برهنه سینه زدم مردان وهن زاست قمه زدن موجب وهن شیعه می شود حتی روضه خوانی با لفظ و آهنگ نابجا نادرست است.بروید در سایتهای مثل www.youtube.com ببينيد چطور بعضي از اين مراسم وهن زا توسط وهابيون دست چين مي شود و با کلمات جستجوي موهن و حتي همراه با کلمه يهوي و يهودي و نجس همراه مي شود.آيا اين وضعيت را دوست داريد؟
برادر عزيز ودوستان محترم اولا اين وبلاگ مخصوصا اهل بيت ع است ودوستان مولا دوست عزيز نمي دونم اهل كجايي و... ذاكر امام حسين واهل بيت اگر هم كافر با شد من وشما حقي نداريم در رابطه با او صحبت كنيم
زيرا شايد گوشه چشمي ارباب به نوكرش داشته باشد ودر كتب صحيح شيعه حديثي درباره سلاله سادات نقل كردند كه مضمون آن اين است : درنزد امام صادق ع درباره خروج يك از سلاله زهرا بحث شد شخصي خواست به او فحاشي كند امام صادق خشمگين شده وفرمودند: شما حق نداريد دراموري كه به ما مربوط است دخالت كنيد
كسي از سلاله سادات نزد ما نمي آيد مگر پاك وطاهر .احاديث ديگر... القطره ج1 بحش فضائل سادات
قمه زني وهن مذهب نيست دوستان درفتواي تمامي مراجع اعظام نيامده قمه زني وهن مذهب است خواهش مي كنم سي دي قمه زني حقيقت مظلوم را از مراكز فرهنگي تهيه كنيد محصول از اصفهان است يا كتاب شور حسيني چاپ اصفهان انشا الله فتواي تمامي مراجع اعظام را دروبلاگ خواهم آورد حضرت زينب كه معصوم بود سر خودرا به چوبه محمل زدند يا امام صادق پيرهن خود را چاك دادند وبه خود آسيب رساندند مراجعه شود به گفتي ارباب مقاتل
درفتواي كليه مراجع برهنه شدن براي انجام شعائر حسيني اشكال ندارد واشكال زماني است كه نا محرم اورا ديده و... اتفاق افتد
درمجالس عزاي ما هيچ وقت با آهنگ روضه نمي خونند واون عده اي كه با آهنگ روضه مي خونند مداح نيستند بلكه خوانندن ومن از تمامي مسئولين خاصه مراجع و رهبر عزيز انقلاب خواهش دارم كه از اين موضوع جلوگيري كننند
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|
حلول ماه عبادت ماه بندگي حق تعالي رجب المرجب بر عاشقان اميرالمومنين مبارك باد
دوستان، شيعه ( محب) كسي است دلش براي شيعيان ديگر بتپد دراين ماه عزيز حتما شيهيان لبنان وفلسطين را دعا كنيد كه از شر صهيونيست ... نجات يابند
بخدا صهيونيست ها مي خوان نسل محب ودوستدار اهلبيت قطع كنن وهمه حرف هاي ديگه دروغه
دربخشي از زيارت عاشورا ميخونيم كه اللهم العن اول ظالم ظلم حق محد وآل محمد وآخر تابه لهم علي ذالك مطمونا اولين ظالم بر محمد وآل او معلومه وآخرين ظالم به آل محمد ودوستان او قطعا دجال زمان
صهيونيست وآمريكا است
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط سیدعبد الحیدر
|